فمینیسم اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی « جنبش فمینیسم در تعامل با سایر جنبش‌های رهایی‌بخش، همواره در پی تعدیل ساختارهای سلطه از طریق سیاست‌های تکثرگرا و ضدتبعیض بوده است. با این حال، فمینیسم مدرن با تمرکز بر زنان سفیدپوست طبقه متوسط و مبانی سکولار، از درک شرایط گروه‌های حاشیه‌ا...» ایجاد کرد)
 
(افزودن برچسب {{ادغام از}})
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ادغام از|فمینیسم و اسلام|بحث=بحث:فمینیسم اسلامی#پیشنهاد ادغام فمینیسم و اسلام در فمینیسم اسلامی|تاریخ=فوریه ۲۰۲۶}}
{{ویراستاری|برای=نبود متن استاندارد / شبه فهرست|تاریخ=ژانویه ۲۰۲۶}}
{{مفاهیم فمینیسم}}


'''فمینیسم اسلامی''' جنبشی است که در [[جهان اسلام]] ظهور کرده و در غرب گسترش یافته است. این جریان با استناد به تاریخ [[تاریخ اسلام|صدر اسلام]] (مانند حضور فعال زنان در عصر پیامبر و خلفای اولیه) می‌کوشد تفسیری برابرخواهانه از متون دینی ارائه دهد. به نظر طرفداران آن، احکام زن‌ستیزانه محصول تفسیرهای مردسالارانه فقیهان در دوره‌هایی مانند خلافت [[عباسیان]] است، نه ذات اسلام.


جنبش فمینیسم در تعامل با سایر جنبش‌های رهایی‌بخش، همواره در پی تعدیل ساختارهای سلطه از طریق سیاست‌های تکثرگرا و ضدتبعیض بوده است. با این حال، فمینیسم مدرن با تمرکز بر زنان سفیدپوست طبقه متوسط و مبانی سکولار، از درک شرایط گروه‌های حاشیه‌ای، از جمله زنان مسلمان، بازماند. این نقصان، به ظهور گرایش‌های پسامدرنی انجامید که بر نسبیت فرهنگی تأکید داشتند.  
== فمینیست‌های اسلامی دو رویکرد اصلی دارند ==
# تأویل‌گرا (مانند [[فاطمه مرنیسی]]، [[آمینه ودود]]، [[اسماء برلاس]]): با بازخوانی تاریخی و هرمنوتیکی [[قرآن]] و سنت، برابری زن و مرد را استخراج می‌کنند.
# اصلاح‌گرا: بدون ورود عمیق به متون، بر تغییر نهادهای اجتماعی تمرکز دارند.
چالش اصلی آنها مقابله با نابرابری‌های جنسیتی در جوامع مسلمان است.<ref name=":0"/>


در این بستر، «فمینیسم اسلامی» به مثابه پروژه‌ای بومی برای پیونددادن مطالبات برابری‌خواهانه با چارچوب ارزشی اسلام پدیدار شد. هدف اصلی این گرایش، ارائه قرائتی از متون دینی است که ضمن پایبندی به اصول اسلام، درصدد نقد سنت‌ها و روایت‌های مردسالارانه باشد.
=== نمونه‌های شاخص ===
- فاطمه مرنیسی با بررسی سیره نبوی نشان می‌دهد محدودیت‌های زنان ریشه در دوره‌های بعدی (مانند زمان [[عمر بن خطاب]]) دارد.


با این وجود، فمینیسم اسلامی از آغاز با چالش‌های نظری دوگانه‌ای مواجه بوده است: از یکسو، بنیادگرایان سکولار هرگونه پیوند دین با برابری را ناممکن می‌دانند و از سوی دیگر، اسلام‌گرایان سنتی با استناد به تغییرناپذیری شریعت، در برابر هرگونه بازخوانی متون مقاومت می‌کنند. همین امر سبب شده تا علی‌رغم ظرفیت‌های نظری این جریان برای رهایی زنان در جوامع مسلمان، یک اجماع پایدار حول آن شکل نگیرد.
- آمینه ودود با «هرمنوتیک توحیدی» قرآن را بازخوانی می‌کند و حتی امامت نماز مختلط را برعهده گرفت.


فمینیسم اسلامی را می‌توان محصول تعامل روشنفکران دینی و کنشگران زن در جوامع مسلمان دانست که خواستار تفسیر مجدد متون دینی با رویکردی عدالت‌محورانه و با درنظرگرفتن شرایط بومی هستند. برای تحلیل موانع گسترش این اندیشه، می‌توان از تمایز «فرم» و «محتوا»ی گئورگ زیمل بهره جست. در این چارچوب، ساختار سیاسی و فقهی حاکم بر کشورهای اسلامی به منزله «فرم» درنظر گرفته می‌شود که قالب‌بخش به «محتوا» (یعنی اندیشه و مطالبات فمینیسم اسلامی) است. زمانی که یک فرم (مثلاً نظام فقهی ایستا) قدرت هژمونیک می‌یابد، می‌تواند محتوای نوظهور (مطالبات فمینیستی) را حذف یا تحریف کند.
- اسماء برلاس و رفعت حسن نیز با تأکید بر تفسیرهای غیرپدرسالارانه از قرآن، بر عدالت جنسیتی پافشاری می‌کنند.<ref name=":0"/>


بر اساس این تحقیق، دو گفتمان عمده، محتوای اصیل فمینیسم اسلامی را منحرف ساخته و مانع شکل‌گیری «فرم»ی جدید و رهایی‌بخش برای آن شده‌اند:
=== جریان‌های رادیکال مخالف اسلام ===
زنانی مانند [[تسلیمه نسرین]] و [[ایان حرسی علی]] اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار کنار گذاشتن دین یا تفسیرهای بنیادین سکولار هستند. این گروه اگرچه در بافتار اسلامی رشد کرده‌اند، اما اغلب با اتهامات تند علیه اسلام و پیامبر ظاهر می‌شوند.


1.  گفتمان تأکید بر فقه مردسالار به عنوان مانع اصلی: این روایت که توسط اندیشمندانی چون مارگوت بدران نمایندگی می‌شود، مشکل را نه در خود اسلام، که در تفسیرهای مردسالارانه و سیاسی‌شده از فقه می‌داند که طی قرن‌ها نهادینه شده است. راه‌حل پیشنهادی این گفتمان، «اجتهاد وابسته به جنسیت» و «تفسیر زنانه از قرآن» توسط خود زنان است.
اهداف کلان فمینیسم اسلامی:


2.  گفتمان تأکید بر استعمار و فمینیسم سکولار به عنوان مانع اصلی: این دیدگاه که لیلا احمد از چهره‌های شاخص آن است، معتقد است گفتمان استعماری غرب با ترویج فمینیسم سکولار به مثابه تنها الگوی معتبر، همزمان فرهنگ بومی را تحقیر کرده و حاکمان محلی را به مقابله‌جویانه‌کردن هر گونه حرکت زن‌محور سوق داده است. در نتیجه، زنان مسلمان در میانه دو گفتمان «مقاومت اسلامی» سرکوبگر و «استعمار» فرهنگ‌زدا گرفتار آمده‌اند.
# ارائه تفسیری برابرخواهانه از قرآن.
# احیای نقش اجتماعی و سیاسی زنان.
# تأکید بر «خلافت انسان» (فراجنسیتی) و توحید.
# ترویج همیاری متقابل زن و مرد.
۵. پیشبرد «جهاد جنسیتی» برای حضور فعال زنان در عرصه عمومی.<ref name=":0"/>


=== چهره‌های رادیکال فمینیسم اسلامی/ضداسلامی ===
- ارشاد منجی: نویسنده مسلمان لیبرال و همجنس‌گرا که خواستار تأویل قرآن و استقلال اقتصادی زنان است. او باور دارد اصلاح باید از درون اسلام صورت گیرد و از مدل بانکداری [[محمد یونس]] برای توانمندسازی زنان حمایت می‌کند.


یافته‌های تحقیق در سه بخش ارائه می‌شود:
- [[نجلاء کیلیک]]: جامعه‌شناس ترک‌تبار مقیم آلمان که اسلام را مانع فردگرایی و انطباق مهاجران با فرهنگ غرب می‌داند. او ازدواج‌های تحمیلی و حجاب را نماد ستمگری می‌خواند و خواستار همگونی کامل با ارزش‌های اروپایی است.


الف) شکاف ساختاری: ناهمخوانی توسعه جنسیتی با آزادی‌های سیاسی
- تسلیمه نسرین و ایان حرسی علی: دو چهره اسلام‌ستیز که اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار حذف دین از عرصه عمومی و جایگزینی قوانین سکولار هستند. آنها با زبانی تهاجمی به مقدسات اسلامی حمله می‌کنند.<ref name=":0">{{یادکرد ژورنال|نام۱=سیدحسن|نام خانوادگی۱= اسلامی اردکانی|عنوان=نقد و بررسی کتاب: ساز مخالف: فمینیسم اسلامی و وسوسه‌های آزادی|صفحه=185-207|تاریخ=1402|ژورنال=آینه پژوهش|پیوند=https://www.sid.ir/paper/1054992/fa#downloadbottom}}</ref>


تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه است. به عنوان نمونه، کشورهای قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی علی‌رغم برخورداری از نمرات بالای توسعه انسانی و جنسیتی، در شاخص‌های آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی (با نمره‌ای بین ۵ تا ۶ از ۷، که ۷ بدترین حالت است) وضعیت نامناسبی دارند. این ناهمخوانی، فضای لازم برای فعالیت مستقل و آگاهی‌بخش جنبش‌های زنان را به شدت محدود می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی هرچند با چالش‌هایی مواجهند، اما بستر نسبتاً مساعدتری از حیث توازن بین توسعه و آزادی‌ها دارند.
== گفتمان‌های رقیب و انحرافی ==
دو گفتمان عمده که، محتوای اصیل فمینیسم اسلامی را منحرف ساخته‌اند:


ب) تنوع فقهی و حقوق زنان
۱. گفتمان تأکید بر فقه مردسالار به عنوان مانع اصلی: این روایت، مشکل را نه در خود اسلام، که در تفسیرهای مردسالارانه و سیاسی‌شده از فقه می‌داند که طی قرون متمادی نهادینه شده است. نمایندگانی مانند [[مارگوت بدران]] راه‌حل را در «اجتهاد وابسته به جنسیت» و «تفسیر زنانه از قرآن» توسط خود زنان می‌بینند.


بررسی احکام فقهی نشان می‌دهد که رویکرد مذاهب مختلف اسلامی به حقوق اجتماعی و خصوصی زنان یکسان نیست. به طور مشخص:
۲. گفتمان تأکید بر استعمار و فمینیسم سکولار به عنوان مانع اصلی: این دیدگاه، که لیلا احمد از چهره‌های شاخص آن است، معتقد است گفتمان استعماری غرب با ترویج فمینیسم سکولار به مثابه تنها الگوی معتبر، همزمان فرهنگ بومی را تحقیر کرده و حاکمان محلی را به مقابله با هر حرکت زن‌محور سوق داده است.<ref name=":1">{{یادکرد ژورنال|نام۱=علی محمد|نام خانوادگی۱=حاضری|نام۲=نعیما|نام خانوادگی۲= محمدی|عنوان=تاملی نظری در باب موانع توسعه فمینیسم اسلامی|صفحه=3-24|تاریخ=1396|ژورنال=جامعه‌شناسی ایران|پیوند=https://www.sid.ir/paper/502697/fa}}</ref>


فقه حنفی: روادارترین مکتب، امکان قضاوت، اجتهاد و شرط‌گذاری برای زنان را می‌دهد.
== یافته‌ها ==
=== الف) شکاف ساختاری: ناهمخوانی توسعه جنسیتی با آزادی‌های سیاسی ===
تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه است. کشورهایی مانند [[قطر]]، [[عربستان سعودی]] و [[امارات متحده عربی]]، علی‌رغم برخورداری از نمرات بالای توسعه انسانی و جنسیتی، در شاخص‌های آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی وضعیت نامناسبی دارند. این ناهمخوانی، فضای لازم برای فعالیت مستقل جنبش‌های زنان را به شدت محدود می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند [[ترکیه]]، [[مالزی]] و [[اندونزی]] بستر نسبتاً مساعدتری از حیث توازن بین توسعه و آزادی‌ها دارند.<ref name=":1"/>


فقه حنبلی (به ویژه وهابی): محافظه‌کارترین مکتب، با شدیدترین محدودیت‌ها برای حضور اجتماعی و سیاسی زنان همراه است.
=== ب) تنوع فقهی و حقوق زنان ===
بررسی احکام فقهی نشان می‌دهد که رویکرد مذاهب مختلف اسلامی به حقوق اجتماعی و خصوصی زنان یکسان نیست. فقه حنفی روادارترین مکتب محسوب می‌شود، در حالی که [[فقه حنبلی]] (به ویژه [[وهابیت]]) محافظه‌کارترین مکتب با شدیدترین محدودیت‌ها است. [[فقه امامیه]]، [[شافعی]] و [[مالکی]] در میانه این طیف قرار دارند. این تنوع حاکی از آن است که ایستایی فقهی یک امر ذاتی در اسلام نیست، بلکه پیامد سیطره خوانش‌های خاصی است که از پشتیبانی سیاسی برخوردار بوده‌اند.<ref name=":1"/>


فقه امامیه، شافعی و مالکی: در میانه این طیف قرار دارند و در برخی مسائل (مانند قضاوت زنان) دیدگاه‌های متفاوتی اتخاذ کرده‌اند.
=== ج) مطالعات موردی: دو الگوی تحریف ===
۱. عربستان سعودی (نماد سلطه فقه ایستا و مردسالار): در این کشور، نظام سیاسی-مذهبی وهابی با تفسیری انعطاف‌ناپذیر، حق قیمومیت مرد بر زن را به اصلی غیرقابل‌چالش تبدیل کرده است. گفتمان رسمی، هر گونه مطالبه را در چارچوب «تبعیت از ولی» محصور کرده و هر تفسیر رهایی‌بخش دیگری را به «همراهی با غرب» متهم می‌کند.<ref name=":1"/>


این تنوع نشان می‌دهد که ایستایی فقهی یک امر ذاتی در اسلام نیست، بلکه پیامد سیطره خوانش‌های خاصی است که همواره از پشتیبانی سیاسی برخوردار بوده‌اند.
۲. ترکیه (نماد تقابل با گفتمان سکولار استعماری): تاریخ معاصر ترکیه، عرصه نزاع دیرینه بین فمینیسم سکولار کمالیستی (با پشتوانه قانون اساسی لائیک) و فمینیسم اسلام‌گرا بوده است. فشار برای هم‌سویی با اروپا و الگوگیری صرف از فمینیسم غربی، هویت مستقل یک جنبش زنانه بومی را تحت‌الشعاع قرار داده و موجب عکس‌العمل‌های شدید محافظه‌کارانه شده است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرای حزب عدالت و توسعه نیز نتوانسته به این تنش ذاتی پایان دهد.<ref name=":1"/>


ج) مطالعات موردی: دو الگوی تحریف
== منابع ==
{{پانویس|۲}}


1.  عربستان سعودی (نماد سلطه فقه ایستا و مردسالار): در این کشور، نظام سیاسی-مذهبی وهابی با تفسیری انعطاف‌ناپذیر، حق قیمومیت مرد بر زن را به اصلی غیرقابل‌چالش تبدیل کرده است. فمینیسم اسلامی در این فضا یا جایی برای ظهور ندارد یا کاملاً حاشیه‌ای شده است، چرا که گفتمان رسمی، هر گونه مطالبه را در چارچوب «تبعیت از ولی» محصور کرده و هر تفسیر رهایی‌بخش دیگری را به «همراهی با غرب» متهم می‌کند.
{{جنبش زنان در افغانستان}}
{{جنبش زنان در ایران}}
{{الهیات}}
{{فمینیزم}}
{{مطالعات اسلامی}}
{{دین و سیاست}}


2.  ترکیه (نماد تقابل با گفتمان سکولار استعماری): تاریخ معاصر ترکیه، عرصه نزاع دیرینه بین فمینیسم سکولار کمالیستی (با پشتوانه قانون اساسی لائیک) و فمینیسم اسلام‌گرا بوده است. فشار برای هم‌سویی با اروپا و الگوگیری صرف از فمینیسم غربی، از یکسو هویت مستقل یک جنبش زنانه بومی را تحت‌الشعاع قرار داده و از سوی دیگر، موجب عکس‌العمل‌های شدید محافظه‌کارانه شده است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرای حزب عدالت و توسعه، اگرچه فضا را برای کنشگران زن محجبه گشوده، اما نتوانسته به تنش ذاتی بین این دو گفتمان پایان دهد و مسئله پیچیده‌ای مانند حقوق زنان کُرد را نیز به آن افزوده است.
[[رده:الهیات فمینیستی]]
 
[[رده:حقوق زنان در اسلام]]
 
[[رده:حقوق زنان در جنبش‌های دینی]]
یافته‌ها مؤید آن است که توسعه نیافتن گفتمان فمینیسم اسلامی به عنوان نیرویی رهایی‌بخش، ریشه در دو مانع به هم پیوسته دارد. از یک طرف،  ساختارهای سیاسی ایستا و فقه محافظه‌کار، با درونی‌کردن مردسالاری و تبدیل زن به «سوژه سیاسی منفعل»، امکان هر گونه نقد درونی و بازتفسیر را مسدود می‌سازند (الگوی عربستان). از طرف دیگر، هژمونی گفتمان فمینیسم سکولار غربی با چهره استعماری خود، از سویی ذهنیت نخبگان و بخشی از جامعه را به سوی الگوبرداری غیرنقادانه سوق داده و از سوی دیگر، به حاکمان بهانه‌ای برای سرکوب هر حرکت زنانه تحت عنوان «مقاومت در برابر غرب» داده است (الگوی ترکیه).
[[رده:فمینیسم اسلامی|*]]
 
[[رده:فمینیسم و معنویت]]
در چنین شرایطی، راه برون‌رفت، نه در طرد دین و نه در تقلید از الگوهای غربی، که در تقویت فمینیسم هرمنوتیک به عنوان سومین راهی است که از دل سنت اسلامی و با ابزار اجتهاد پویا و تفسیر زنانه متولد می‌شود. این پروژه مستلزم مبارزه‌ای دو‌سویه است: نقد درونی سنت‌های فقهی مردسالار ، رهایی از استعمار گفتمان غربی تا بتواند اصالت خود را به عنوان اندیشه‌ای بومی و رهایی‌بخش بازیابد. بنابراین، آینده فمینیسم اسلامی در گرو توانایی آن در عبور از این دوگانۀ شکننده و ارائه قرائتی اصیل، عادلانه و مبتنی بر شرایط بومی جوامع مسلمان است.
[[رده:فمینیسم]]
[[رده:درگیری‌های مرتبط با اسلام]]
[[رده:نظریه فمینیسم]]
[[رده:جهانی‌سازی]]
[[رده:اسلام‌گرایی]]
[[رده:اتحاد اسلام]]
[[رده:پسامدرنیسم]]
[[رده:بنیادگرایی مذهبی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۴:۵۶

فمینیسم اسلامی جنبشی است که در جهان اسلام ظهور کرده و در غرب گسترش یافته است. این جریان با استناد به تاریخ صدر اسلام (مانند حضور فعال زنان در عصر پیامبر و خلفای اولیه) می‌کوشد تفسیری برابرخواهانه از متون دینی ارائه دهد. به نظر طرفداران آن، احکام زن‌ستیزانه محصول تفسیرهای مردسالارانه فقیهان در دوره‌هایی مانند خلافت عباسیان است، نه ذات اسلام.

فمینیست‌های اسلامی دو رویکرد اصلی دارند

  1. تأویل‌گرا (مانند فاطمه مرنیسی، آمینه ودود، اسماء برلاس): با بازخوانی تاریخی و هرمنوتیکی قرآن و سنت، برابری زن و مرد را استخراج می‌کنند.
  2. اصلاح‌گرا: بدون ورود عمیق به متون، بر تغییر نهادهای اجتماعی تمرکز دارند.

چالش اصلی آنها مقابله با نابرابری‌های جنسیتی در جوامع مسلمان است.[۱]

نمونه‌های شاخص

- فاطمه مرنیسی با بررسی سیره نبوی نشان می‌دهد محدودیت‌های زنان ریشه در دوره‌های بعدی (مانند زمان عمر بن خطاب) دارد.

- آمینه ودود با «هرمنوتیک توحیدی» قرآن را بازخوانی می‌کند و حتی امامت نماز مختلط را برعهده گرفت.

- اسماء برلاس و رفعت حسن نیز با تأکید بر تفسیرهای غیرپدرسالارانه از قرآن، بر عدالت جنسیتی پافشاری می‌کنند.[۱]

جریان‌های رادیکال مخالف اسلام

زنانی مانند تسلیمه نسرین و ایان حرسی علی اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار کنار گذاشتن دین یا تفسیرهای بنیادین سکولار هستند. این گروه اگرچه در بافتار اسلامی رشد کرده‌اند، اما اغلب با اتهامات تند علیه اسلام و پیامبر ظاهر می‌شوند.

اهداف کلان فمینیسم اسلامی:

  1. ارائه تفسیری برابرخواهانه از قرآن.
  2. احیای نقش اجتماعی و سیاسی زنان.
  3. تأکید بر «خلافت انسان» (فراجنسیتی) و توحید.
  4. ترویج همیاری متقابل زن و مرد.

۵. پیشبرد «جهاد جنسیتی» برای حضور فعال زنان در عرصه عمومی.[۱]

چهره‌های رادیکال فمینیسم اسلامی/ضداسلامی

- ارشاد منجی: نویسنده مسلمان لیبرال و همجنس‌گرا که خواستار تأویل قرآن و استقلال اقتصادی زنان است. او باور دارد اصلاح باید از درون اسلام صورت گیرد و از مدل بانکداری محمد یونس برای توانمندسازی زنان حمایت می‌کند.

- نجلاء کیلیک: جامعه‌شناس ترک‌تبار مقیم آلمان که اسلام را مانع فردگرایی و انطباق مهاجران با فرهنگ غرب می‌داند. او ازدواج‌های تحمیلی و حجاب را نماد ستمگری می‌خواند و خواستار همگونی کامل با ارزش‌های اروپایی است.

- تسلیمه نسرین و ایان حرسی علی: دو چهره اسلام‌ستیز که اسلام را ذاتاً زن‌ستیز می‌دانند و خواستار حذف دین از عرصه عمومی و جایگزینی قوانین سکولار هستند. آنها با زبانی تهاجمی به مقدسات اسلامی حمله می‌کنند.[۱]

گفتمان‌های رقیب و انحرافی

دو گفتمان عمده که، محتوای اصیل فمینیسم اسلامی را منحرف ساخته‌اند:

۱. گفتمان تأکید بر فقه مردسالار به عنوان مانع اصلی: این روایت، مشکل را نه در خود اسلام، که در تفسیرهای مردسالارانه و سیاسی‌شده از فقه می‌داند که طی قرون متمادی نهادینه شده است. نمایندگانی مانند مارگوت بدران راه‌حل را در «اجتهاد وابسته به جنسیت» و «تفسیر زنانه از قرآن» توسط خود زنان می‌بینند.

۲. گفتمان تأکید بر استعمار و فمینیسم سکولار به عنوان مانع اصلی: این دیدگاه، که لیلا احمد از چهره‌های شاخص آن است، معتقد است گفتمان استعماری غرب با ترویج فمینیسم سکولار به مثابه تنها الگوی معتبر، همزمان فرهنگ بومی را تحقیر کرده و حاکمان محلی را به مقابله با هر حرکت زن‌محور سوق داده است.[۲]

یافته‌ها

الف) شکاف ساختاری: ناهمخوانی توسعه جنسیتی با آزادی‌های سیاسی

تحلیل داده‌ها نشان‌دهنده شکاف عمیق در بسیاری از کشورهای مورد مطالعه است. کشورهایی مانند قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، علی‌رغم برخورداری از نمرات بالای توسعه انسانی و جنسیتی، در شاخص‌های آزادی‌های مدنی و حقوق سیاسی وضعیت نامناسبی دارند. این ناهمخوانی، فضای لازم برای فعالیت مستقل جنبش‌های زنان را به شدت محدود می‌کند. در مقابل، کشورهایی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی بستر نسبتاً مساعدتری از حیث توازن بین توسعه و آزادی‌ها دارند.[۲]

ب) تنوع فقهی و حقوق زنان

بررسی احکام فقهی نشان می‌دهد که رویکرد مذاهب مختلف اسلامی به حقوق اجتماعی و خصوصی زنان یکسان نیست. فقه حنفی روادارترین مکتب محسوب می‌شود، در حالی که فقه حنبلی (به ویژه وهابیت) محافظه‌کارترین مکتب با شدیدترین محدودیت‌ها است. فقه امامیه، شافعی و مالکی در میانه این طیف قرار دارند. این تنوع حاکی از آن است که ایستایی فقهی یک امر ذاتی در اسلام نیست، بلکه پیامد سیطره خوانش‌های خاصی است که از پشتیبانی سیاسی برخوردار بوده‌اند.[۲]

ج) مطالعات موردی: دو الگوی تحریف

۱. عربستان سعودی (نماد سلطه فقه ایستا و مردسالار): در این کشور، نظام سیاسی-مذهبی وهابی با تفسیری انعطاف‌ناپذیر، حق قیمومیت مرد بر زن را به اصلی غیرقابل‌چالش تبدیل کرده است. گفتمان رسمی، هر گونه مطالبه را در چارچوب «تبعیت از ولی» محصور کرده و هر تفسیر رهایی‌بخش دیگری را به «همراهی با غرب» متهم می‌کند.[۲]

۲. ترکیه (نماد تقابل با گفتمان سکولار استعماری): تاریخ معاصر ترکیه، عرصه نزاع دیرینه بین فمینیسم سکولار کمالیستی (با پشتوانه قانون اساسی لائیک) و فمینیسم اسلام‌گرا بوده است. فشار برای هم‌سویی با اروپا و الگوگیری صرف از فمینیسم غربی، هویت مستقل یک جنبش زنانه بومی را تحت‌الشعاع قرار داده و موجب عکس‌العمل‌های شدید محافظه‌کارانه شده است. روی کار آمدن دولت اسلام‌گرای حزب عدالت و توسعه نیز نتوانسته به این تنش ذاتی پایان دهد.[۲]

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ اسلامی اردکانی، سیدحسن (۱۴۰۲). «نقد و بررسی کتاب: ساز مخالف: فمینیسم اسلامی و وسوسه‌های آزادی». آینه پژوهش: ۱۸۵-۲۰۷.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ حاضری، علی محمد؛ محمدی، نعیما (۱۳۹۶). «تاملی نظری در باب موانع توسعه فمینیسم اسلامی». جامعه‌شناسی ایران: ۳-۲۴.