بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

خوارج

از اسلامیکال
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۴۸ توسط Shahroudi (بحث | مشارکت‌ها) (ابرابزار)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

خوارج فرقه‌ای از مسلمانان بودند که پس از ماجرای حکمیت در جنگ صفین از علی بن ابی‌طالب جدا شدند. آنان به انتخاب آزاد خلیفه و پیوند ایمان با عمل معتقد بودند و بسیاری از مسلمانان را کافر می‌شمردند. خوارج در دوره بنی‌امیه و اوایل عباسیان شورش‌های متعددی به راه انداختند و به شاخه‌هایی مانند ازارقه، اباضیه و صفریه تقسیم شدند.

تاریخچه

خوارج اعضای یکی از اولین فرقه‌های مذهبی اسلامی بودند که به دلیل طغیان‌های مستمری که اغلب منجر به فتح موقتی استان‌هایی می‌شد، نقش مخربی در مقابل نظم و استقرار حکومت اسلامی داشتند. آن‌ها همچنین به صورت ناخواسته موجب تسهیل اولین پیروزی معاویه بر علی شدند.[۱] در دانشنامه اسلامی آمده است که خوارج نام فرقه‌ای از مسلمانان است که پس از جنگ صفین و ماجرای حکمیت از علی بن ابی‌طالب جدا شدند. آنان در آغاز خود علی را به پذیرش حکمیت واداشتند و ابوموسی اشعری را از سوی عراق و عمرو عاص را از سوی معاویه برای داوری تعیین کردند تا بر اساس قرآن و سنت میان علی و معاویه حکم کنند. اما عمرو عاص با فریب ابوموسی نتیجه داوری را به سود معاویه تغییر داد. پس از آشکار شدن این ماجرا، گروهی از سپاه عراق علی را سرزنش کردند که چرا حکمیت را پذیرفته است و از او جدا شدند. این گروه بعدها به نام خوارج شناخته شد.[۲]

در آغاز شمار خوارج اندک بود، اما به تدریج افزایش یافت و در حروراء گرد آمدند. علی با آنان جنگید و در نهروان شکست سختی بر آنان وارد ساخت، ولی اندیشه و مکتب آنان باقی ماند و به تدریج به صورت یک جریان اعتقادی مستقل درآمد.[۳]

از رویدادهای مشهور مرتبط با خوارج، تصمیم سه تن از آنان برای ترور علی، معاویه و عمرو عاص بود. طبق این تصمیم، عبدالرحمن بن ملجم مرادی کشتن علی را بر عهده گرفت و در شب نوزدهم رمضان در کوفه به او ضربت زد. دو نفر دیگر در کشتن معاویه و عمرو عاص ناکام ماندند.[۴]

در دوره بنی‌امیه و بنی‌عباس

خوارج در دوره بنی‌امیه قدرت فراوانی یافتند، زیرا مردم از ستم حکومت امویان ناراضی بودند و برخی به آنان پیوستند. آنان در عراق، فارس و کرمان و نیز در بخش‌هایی از جزیره العرب نفوذ یافتند و برای حکومت‌ها مشکل بزرگی ایجاد کردند. در دوره عباسیان نیز مدتی فعالیت داشتند، اما به تدریج از قدرتشان کاسته شد.[۵]

در ایران، خوارج به‌ویژه در سیستان و خراسان قدرت داشتند و در سه قرن نخست هجری بارها گروه‌های بزرگی تشکیل دادند که کنترل این مناطق را برای خلافت دشوار می‌کرد.[۶]

در تاریخ اسلام مناظراتی نیز میان دانشمندان و خوارج گزارش شده است. از جمله مناظره هشام بن حکم با یکی از رهبران اباضی در حضور هارون الرشید که در آن هشام با استدلال به تناقض دیدگاه خوارج دربارهٔ مسئله حکمیت، دیدگاه آنان را رد کرد.[۷]

باورها

از دیدگاه اعتقادی، خوارج در آغاز خلافت ابوبکر، عمر و عثمان و نیز خلافت علی تا پیش از پذیرش حکمیت را درست می‌دانستند، اما پس از آن با علی مخالفت کردند و سپس با خلفای اموی و عباسی نیز دشمنی نشان دادند. آنان معتقد بودند خلیفه باید با انتخاب آزاد مسلمانان تعیین شود و لازم نیست از قریش یا عرب باشد. به باور آنان اگر خلیفه از فرمان خدا سرپیچی کند باید برکنار شود. یکی از مهم‌ترین عقاید خوارج این بود که عمل جزء ایمان است؛ بنابراین کسی که به احکام دینی عمل نکند، هرچند به اصول دین معتقد باشد، کافر به‌شمار می‌آید. از همین رو بسیاری از مسلمانان را کافر می‌دانستند و خون آنان را مباح می‌شمردند.[۸]

در منابع تاریخی نمونه‌هایی از رفتارهای سخت‌گیرانه آنان نقل شده است. گفته‌اند گروهی از خوارج در راه نهروان مردی مسلمان و مسیحی را دیدند؛ مسلمان را کشتند زیرا او را کافر می‌دانستند، اما مسیحی را نکشتند زیرا به سفارش محمد دربارهٔ نیکی با اهل ذمه استناد کردند. همچنین نقل شده است که آنان عبدالله بن خباب، فرزند خباب بن ارت از یاران محمد، را با وجود گفت‌وگوهای بسیار کشتند.[۹]

زیرشاخه‌ای فرقه

خوارج به شاخه‌های گوناگونی تقسیم شدند که معروف‌ترین آن‌ها ازارقه، اباضیه و صفریه بود.[۱۰]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «خوارج». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
  • Donzel, E. van; Lewis, B.; Pellat, Ch., eds. (1997). The Encyclopedia of Islam. Vol. 4. Brill. ISBN 90-04-05745-5.