بدون جعبه اطلاعات
بدون تصویر

اسماء بنت عمیس: تفاوت میان نسخه‌ها

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''اسما بنت عمیس خثعمیه<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اسماء بنت عمیس}}</ref>'''
'''اسما بنت عمیس خثعمیه<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اسماء بنت عمیس}}</ref>''' از [[همسران علی بن ابی‌طالب]] و از [[بنی‌خثعم]] بود. نسب پدر او را عمیس بن معد بن تیم بن حارث بن کعب بن مالک بن قحافه گزارش کرده‌اند.<ref>{{پک|گنجی شافعی|۱۴۰۴|ک=کفایة الطالب|ص=۴۱۳–۴۱۴}}</ref> وی زن [[جعفر بن ابی‌طالب]] بود و همراه وی به [[اتیوپی|حبشه]] هجرت کرد. آنان در سال ششم یا هشتم ه‍.ق در روز فتح خیبر، به [[مدینه]] بازگشتند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اسماء بنت عمیس}}</ref> اسماء پس از درگذشت جعفر، به عقد [[ابوبکر]] درآمد و پس از مرگ ابوبکر، [[علی بن ابی‌طالب|علی]] با او ازدواج کرد. [[گنجی شافعی]] فرزندی به نام عون را نیز به اسماء منسوب می‌داند.<ref>{{پک|گنجی شافعی|۱۴۰۴|ک=کفایة الطالب|ص=۴۱۳–۴۱۴}}</ref> با این وجود، منابع در اینکه [[یحیی بن علی|یحیی]] و [[عون بن علی|عون]] به عنوان دو فرزند منسوب به اسماء، نام یک فرد باشند یا اینکه آنها از فرزندان مشترک علی و اسماء باشند، دچار اختلاف هستند.<ref>{{پک|شهرستانی|۱۴۳۱|ک=تسمیات|ص=۳۶۸}}</ref> برخی منابع مدعی هستند [[عبدالله بن جعفر طیار|عبدالله]]، [[محمد بن جعفر طیار|محمد]] و [[عون بن جعفر|عون]]، سه فرزند اسماء از جعفر بودند. اسماء از ابوبکر، پسری به نام [[محمد بن ابوبکر|محمد]] را باردار شد. حاصل ازدواج او با علی نیز دو پسر به نام‌های [[یحیی بن علی بن ابی‌طالب|یحیی]] و [[محمداصغر بن علی|محمداصغر]] بود. از اسماء در ماجراهای زفاف [[فاطمه زهرا]]، مسئله [[غصب فدک]] و قابلگی [[حسن مجتبی|حسن]] و [[حسین بن علی|حسین]] یاد شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اسماء بنت عمیس}}</ref> گزارش شده است او در بین سال‌های ۳۸–۶۰ ه‍.ق درگذشته است.<ref>{{پک|شهرستانی|۱۴۳۱|ک=تسمیات|ص=۳۷۰}}</ref>


از [[همسران علی بن ابی‌طالب]] و از [[بنی‌خثعم]] بود. نسب پدر او را عمیس بن معد بن تیم بن حارث بن کعب بن مالک بن قحافه گزارش کرده‌اند.<ref>{{پک|گنجی شافعی|۱۴۰۴|ک=کفایة الطالب|ص=۴۱۳–۴۱۴}}</ref> وی زن [[جعفر بن ابی‌طالب]] بود و همراه وی به [[اتیوپی|حبشه]] هجرت کرد. آنان در سال ششم یا هشتم ه‍.ق در روز فتح خیبر، به [[مدینه]] بازگشتند.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اسماء بنت عمیس}}</ref> اسماء پس از درگذشت جعفر، به عقد [[ابوبکر]] درآمد و پس از مرگ ابوبکر، [[علی بن ابی‌طالب|علی]] با او ازدواج کرد. [[گنجی شافعی]] فرزندی به نام عون را نیز به اسماء منسوب می‌داند.<ref>{{پک|گنجی شافعی|۱۴۰۴|ک=کفایة الطالب|ص=۴۱۳–۴۱۴}}</ref> با این وجود، منابع در اینکه [[یحیی بن علی|یحیی]] و [[عون بن علی|عون]] به عنوان دو فرزند منسوب به اسماء، نام یک فرد باشند یا اینکه آنها از فرزندان مشترک علی و اسماء باشند، دچار اختلاف هستند.<ref>{{پک|شهرستانی|۱۴۳۱|ک=تسمیات|ص=۳۶۸}}</ref> برخی منابع مدعی هستند [[عبدالله بن جعفر طیار|عبدالله]]، [[محمد بن جعفر طیار|محمد]] و [[عون بن جعفر|عون]]، سه فرزند اسماء از جعفر بودند. اسماء از ابوبکر، پسری به نام [[محمد بن ابوبکر|محمد]] را باردار شد. حاصل ازدواج او با علی نیز دو پسر به نام‌های [[یحیی بن علی بن ابی‌طالب|یحیی]] و [[محمداصغر بن علی|محمداصغر]] بود. از اسماء در ماجراهای زفاف [[فاطمه زهرا]]، مسئله [[غصب فدک]] و قابلگی [[حسن مجتبی|حسن]] و [[حسین بن علی|حسین]] یاد شده است.<ref>{{پک|اختری|۱۳۹۰|ک=دایرةالمعارف جامع اسلامی|ف=اسماء بنت عمیس}}</ref> گزارش شده است او در بین سال‌های ۳۸–۶۰ ه‍.ق درگذشته است.<ref>{{پک|شهرستانی|۱۴۳۱|ک=تسمیات|ص=۳۷۰}}</ref>
اسماء از هنگامی که وارد مدینه شد، همواره برای [[فاطمه زهرا]] چون مادری مهربان بود، به گونه ای که فاطمه [[وصیت]]‌هایش را به او گفت و اسماء بنا به خواسته او، تابوتی ساخت تا هنگام [[تشییع]] جنازه، بدنش پیدا نباشد. هم چنین طبق وصیت فاطمه در شستن و [[غسل]] دادن بدن او به [[علی بن ابی‌طالب|علی]] کمک کرد. اسما از شاهدان قضیه فدک و از تکذیب کنندگان حدیث (نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقه) بود، اما [[ابوبکر]] شهادت او را نپذیرفت. حرکت سیاسی وی، یعنی نشان دادن شهامت و رشادت در برابر [[خلیفه]] وقت، امری بسیار با ارزش بود که هر فردی را توان آن نیست.<ref>{{پک|روحانی|1382|ک=زنان دین گستر|ج=1|ص=57}}</ref>اسما در فراز و نشیب های زندگی فاطمه زهرا همواره همراه او و شاهد رویدادهای مهم زندگی کوتاه او بود.اسما می گوید:خدیجه در بستر وفات می‌گریست.به او گفتم :چرا گریه میکنی؟با اینکه جزو زنان برتر عالم و همسر پیامبر و بشارت داده شده به بهشت ،از زبان او هستی؟پاسخ داد :،چرا نگریم؛در حالی که هر دختری در شب زفافش به زنی نیاز دارد که مراقبش باشد و بدون سر و صدا نیازهایش را برآورده کند و من میترسم فاطمه بزرگ شود چنین کسی را نداشته باشد  و من به او اطمینان دادم ، بر ذمه من این این عهد باشد که اگر تا آن زمان زنده بودم ، آنچه یک مادر برای دخترش باید انجام بدهد ، برایش انجام دهم.در شب عروسی علی و فاطمه ، محمد دستور داد همه بروند.من ماندم. [[محمد]] هنگام رفتن سایه مرا دید و پرسید : تو کیستی ؟ گفتم : اسما بنت عمیس . گفت :چرا ماندی ؟ و عهد خود را با [[خدیجه]] بازگو کردم  و محمد با شنیدن این ماجرا به گریه افتاد و برایم [[دعا]] کرد .عده ای درباره حضور اسماء در [[شب زفاف|شب ازدواج]] زهرا تشکیک و برای ادعای خود دلایلی اقامه کرده اند. مانند اینکه ازدواج فاطمه بعد از جنگ بدر و در سال دوم هجری بوده است.در حالی که اسماء بنت عمیس همراه همسر خود به حبشه هجرت کرد و تا سال ششم هجری و [[فتح خیبر]] که بعد از [[صلح حدیبیه]] اتفاق افتاد ، آنجا بود. در پاسخ به این پرسش چند احتمال وجود دارد :«اول ، اسماء بنت عمیس برگشته یا اینکه با همسر خود به حبشه نرفته باشد،اما این توجیه را کسب نپذیرفته است.دوم ، با آنکه اسماء بنت عمیس مدت زمانی طولانی در [[اتیوپی|حبشه]] حضور داشت ، در برخی منابع اسلامی ، روایاتی ناظر بر حضور او در اتفاقاتی است  که در مکه و مدینه رخ داده است که روایت مذکور ، یکی از آنهاست. و سوم ، برخی از مورخان نوشته اند که نام اسماء بنت عمیس به اشتباه ، در این روایات ذکر شده است . آنان معتقدند که منظور از اسماء در این روایت  [[ام‌سلمه|ام سلمه]] یکی از همسران محمد است که نام دقیق او «[[اسماء بنت یزید بن سکن رافع]] »بوده است .از این رو گفته شده :آن کسی که در داستان ازدواج زهرا به نام ام سلمه همسر محمد ، یاد شده ، همین اسماء بنت یزید است . زیرا ام سرمه معروف در سال دوم هجری و بعد از ازدواج آن دو همسر محمد شد .<ref>{{پک|موسوی اصل|۱۳۹۹|ج=۱|ص=۱۷۳|ک=بانوان محدث شیعه}}</ref>


==== یاور فاطمه ====
== روایات اسماء ==
اسماء از هنگامی که وارد مدینه شد، همواره برای [[فاطمه زهرا]] چون مادری مهربان بود، به گونه ای که فاطمه [[وصیت]]‌هایش را به او گفت و اسماء بنا به خواسته او، تابوتی ساخت تا هنگام [[تشییع]] جنازه، بدنش پیدا نباشد. هم چنین طبق وصیت فاطمه در شستن بدن او به [[علی بن ابی‌طالب|علی]] کمک کرد. اسما از شاهدان قضیه فدک و از تکذیب کنندگان حدیث (نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقه) بود، اما ابوبکر شهادت او را نپذیرفت. حرکت سیاسی وی، یعنی نشان دادن شهامت و رشادت در برابر [[خلیفه]] وقت، امری بسیار با ارزش بود که هر فردی را توان آن نیست.<ref>{{پک|روحانی|1382|ک=زنان دین گستر|ج=1|ص=57}}</ref>اسما در فراز و نشیب های زندگی فاطمه زهرا همواره همراه او و شاهد رویدادهای مهم زندگی کوتاه او بود.اسما می گوید:خدیجه در بستر وفات می‌گریست.به او گفتم :چرا گریه میکنی؟با اینکه جزو زنان برتر عالم و همسر پیامبر و بشارت داده شده به بهشت ،از زبان او هستی؟پاسخ داد :،چرا نگریم؛در حالی که هر دختری در شب زفافش به زنی نیاز دارد که مراقبش باشد و بدون سر و صدا نیازهایش را برآورده کند و من میترسم فاطمه بزرگ شود چنین کسی را نداشته باشد  و من به او اطمینان دادم ، بر ذمه من این این عهد باشد که اگر تا آن زمان زنده بودم ، آنچه یک مادر برای دخترش باید انجام بدهد ، برایش انجام دهم.در شب عروسی علی و فاطمه ، محمد دستور داد همه بروند.من ماندم. محمد هنگام رفتن سایه مرا دید و پرسید : تو کیستی ؟ گفتم : اسما بنت عمیس . گفت :چرا ماندی ؟ و عهد خود را با خدیجه بازگو کردم  و محمد با شنیدن این ماجرا به گریه افتاد و برایم [[دعا]] کرد .عده ای درباره حضور اسماء در [[شب زفاف|شب ازدواج]] زهرا تشکیک و برای ادعای خود دلایلی اقامه کرده اند. مانند اینکه ازدواج فاطمه بعد از جنگ بدر و در سال دوم هجری بوده است.در حالی که اسماء بنت عمیس همراه همسر خود به حبشه هجرت کرد و تا سال ششم هجری و [[فتح خیبر]] که بعد از [[صلح حدیبیه]] اتفاق افتاد ، آنجا بود. در پاسخ به این پرسش چند احتمال وجود دارد :«اول ، اسماء بنت عمیس برگشته یا اینکه با همسر خود به حبشه نرفته باشد،اما این توجیه را کسب نپذیرفته است.دوم ، با آنکه اسماء بنت عمیس مدت زمانی طولانی در حبشه حضور داشت ، در برخی منابع اسلامی ، روایاتی ناظر بر حضور او در اتفاقاتی است  که در مکه و مدینه رخ داده است که روایت مذکور ، یکی از آنهاست. و سوم ، برخی از مورخان نوشته اند که نام اسماء بنت عمیس به اشتباه ، در این روایات ذکر شده است . آنان معتقدند که منظور از اسماء در این روایت  [[ام‌سلمه|ام سلمه]] یکی از همسران محمد است که نام دقیق او «[[اسماء بنت یزید بن سکن رافع]] »بوده است .از این رو گفته شده :آن کسی که در داستان ازدواج زهرا به نام ام سلمه همسر محمد ، یاد شده  ، همین اسماء بنت یزید است . زیرا ام سرمه معروف در سال دوم هجری و بعد از ازدواج آن دو همسر محمد شد
 
===== روایات اسماء =====
از اسماء نقل شده است که محمد ابن عبدالله گفت:هر کس به غم ، اندوه و گرفتاری یا مصیبتی دچار شود ، باید بگوید : خداوند پروردگارم است و چیزی را شریک او قرار نمیدهم و بر زنده ای که هرگز نمی میرد توکل می کنم .از دیگر روایات نقل شده از اسماء ، حدیث « رد الشمس » ، «منزلت » و « سخن گفتن زمین با امام علی » است .<ref>{{پک|موسوی اصل|1399|ک=بانوان محدث شیعه|ج=1|ص=83}}</ref>
از اسماء نقل شده است که محمد ابن عبدالله گفت:هر کس به غم ، اندوه و گرفتاری یا مصیبتی دچار شود ، باید بگوید : خداوند پروردگارم است و چیزی را شریک او قرار نمیدهم و بر زنده ای که هرگز نمی میرد توکل می کنم .از دیگر روایات نقل شده از اسماء ، حدیث « رد الشمس » ، «منزلت » و « سخن گفتن زمین با امام علی » است .<ref>{{پک|موسوی اصل|1399|ک=بانوان محدث شیعه|ج=1|ص=83}}</ref>


====== وفات ======
== درگذشت ==
بیشتر [[سیره نویسان]] وفات اسماء را بعد از حیات امام علی ثبت کرده‌اند، اما [[عمر رضا کحاله]] وفاتش را در زمان خلافت امام علی می‌داند.<ref>{{پک|موسوی اصل|1399|ک=بانوان محدث شیعه|ج=1|ص=82}}</ref>
بیشتر [[سیره نویسان]] وفات اسماء را بعد از حیات امام علی ثبت کرده‌اند، اما [[عمر رضا کحاله]] وفاتش را در زمان خلافت امام علی می‌داند.<ref>{{پک|موسوی اصل|1399|ک=بانوان محدث شیعه|ج=1|ص=82}}</ref>


خط ۳۸: خط ۳۵:
[[رده:عرب‌های سده ۷ (میلادی)]]
[[رده:عرب‌های سده ۷ (میلادی)]]
[[رده:مهاجران به حبشه]]
[[رده:مهاجران به حبشه]]
[[رده:مهاجران]]
[[رده:مهاجرین]]
[[رده:هاشمیان]]
[[رده:هاشمیان]]
[[رده:همسران ابوبکر]]
[[رده:همسران ابوبکر]]
[[رده:همسران امامان شیعه]]
[[رده:همسران امامان شیعه]]
[[رده:همسران علی بن ابی‌طالب]]
[[رده:همسران علی بن ابی‌طالب]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۵۵

اسما بنت عمیس خثعمیه[۱] از همسران علی بن ابی‌طالب و از بنی‌خثعم بود. نسب پدر او را عمیس بن معد بن تیم بن حارث بن کعب بن مالک بن قحافه گزارش کرده‌اند.[۲] وی زن جعفر بن ابی‌طالب بود و همراه وی به حبشه هجرت کرد. آنان در سال ششم یا هشتم ه‍.ق در روز فتح خیبر، به مدینه بازگشتند.[۳] اسماء پس از درگذشت جعفر، به عقد ابوبکر درآمد و پس از مرگ ابوبکر، علی با او ازدواج کرد. گنجی شافعی فرزندی به نام عون را نیز به اسماء منسوب می‌داند.[۴] با این وجود، منابع در اینکه یحیی و عون به عنوان دو فرزند منسوب به اسماء، نام یک فرد باشند یا اینکه آنها از فرزندان مشترک علی و اسماء باشند، دچار اختلاف هستند.[۵] برخی منابع مدعی هستند عبدالله، محمد و عون، سه فرزند اسماء از جعفر بودند. اسماء از ابوبکر، پسری به نام محمد را باردار شد. حاصل ازدواج او با علی نیز دو پسر به نام‌های یحیی و محمداصغر بود. از اسماء در ماجراهای زفاف فاطمه زهرا، مسئله غصب فدک و قابلگی حسن و حسین یاد شده است.[۶] گزارش شده است او در بین سال‌های ۳۸–۶۰ ه‍.ق درگذشته است.[۷]

اسماء از هنگامی که وارد مدینه شد، همواره برای فاطمه زهرا چون مادری مهربان بود، به گونه ای که فاطمه وصیت‌هایش را به او گفت و اسماء بنا به خواسته او، تابوتی ساخت تا هنگام تشییع جنازه، بدنش پیدا نباشد. هم چنین طبق وصیت فاطمه در شستن و غسل دادن بدن او به علی کمک کرد. اسما از شاهدان قضیه فدک و از تکذیب کنندگان حدیث (نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقه) بود، اما ابوبکر شهادت او را نپذیرفت. حرکت سیاسی وی، یعنی نشان دادن شهامت و رشادت در برابر خلیفه وقت، امری بسیار با ارزش بود که هر فردی را توان آن نیست.[۸]اسما در فراز و نشیب های زندگی فاطمه زهرا همواره همراه او و شاهد رویدادهای مهم زندگی کوتاه او بود.اسما می گوید:خدیجه در بستر وفات می‌گریست.به او گفتم :چرا گریه میکنی؟با اینکه جزو زنان برتر عالم و همسر پیامبر و بشارت داده شده به بهشت ،از زبان او هستی؟پاسخ داد :،چرا نگریم؛در حالی که هر دختری در شب زفافش به زنی نیاز دارد که مراقبش باشد و بدون سر و صدا نیازهایش را برآورده کند و من میترسم فاطمه بزرگ شود چنین کسی را نداشته باشد و من به او اطمینان دادم ، بر ذمه من این این عهد باشد که اگر تا آن زمان زنده بودم ، آنچه یک مادر برای دخترش باید انجام بدهد ، برایش انجام دهم.در شب عروسی علی و فاطمه ، محمد دستور داد همه بروند.من ماندم. محمد هنگام رفتن سایه مرا دید و پرسید : تو کیستی ؟ گفتم : اسما بنت عمیس . گفت :چرا ماندی ؟ و عهد خود را با خدیجه بازگو کردم و محمد با شنیدن این ماجرا به گریه افتاد و برایم دعا کرد .عده ای درباره حضور اسماء در شب ازدواج زهرا تشکیک و برای ادعای خود دلایلی اقامه کرده اند. مانند اینکه ازدواج فاطمه بعد از جنگ بدر و در سال دوم هجری بوده است.در حالی که اسماء بنت عمیس همراه همسر خود به حبشه هجرت کرد و تا سال ششم هجری و فتح خیبر که بعد از صلح حدیبیه اتفاق افتاد ، آنجا بود. در پاسخ به این پرسش چند احتمال وجود دارد :«اول ، اسماء بنت عمیس برگشته یا اینکه با همسر خود به حبشه نرفته باشد،اما این توجیه را کسب نپذیرفته است.دوم ، با آنکه اسماء بنت عمیس مدت زمانی طولانی در حبشه حضور داشت ، در برخی منابع اسلامی ، روایاتی ناظر بر حضور او در اتفاقاتی است که در مکه و مدینه رخ داده است که روایت مذکور ، یکی از آنهاست. و سوم ، برخی از مورخان نوشته اند که نام اسماء بنت عمیس به اشتباه ، در این روایات ذکر شده است . آنان معتقدند که منظور از اسماء در این روایت ام سلمه یکی از همسران محمد است که نام دقیق او «اسماء بنت یزید بن سکن رافع »بوده است .از این رو گفته شده :آن کسی که در داستان ازدواج زهرا به نام ام سلمه همسر محمد ، یاد شده ، همین اسماء بنت یزید است . زیرا ام سرمه معروف در سال دوم هجری و بعد از ازدواج آن دو همسر محمد شد .[۹]

روایات اسماء

از اسماء نقل شده است که محمد ابن عبدالله گفت:هر کس به غم ، اندوه و گرفتاری یا مصیبتی دچار شود ، باید بگوید : خداوند پروردگارم است و چیزی را شریک او قرار نمیدهم و بر زنده ای که هرگز نمی میرد توکل می کنم .از دیگر روایات نقل شده از اسماء ، حدیث « رد الشمس » ، «منزلت » و « سخن گفتن زمین با امام علی » است .[۱۰]

درگذشت

بیشتر سیره نویسان وفات اسماء را بعد از حیات امام علی ثبت کرده‌اند، اما عمر رضا کحاله وفاتش را در زمان خلافت امام علی می‌داند.[۱۱]

پانویس

ارجاعات

منابع

  • اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «اسماء بنت عمیس». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.
  • گنجی شافعی، محمد بن یوسف (۱۴۰۴). کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی‌طالب. تهران: دار احیاء التراث اهل البیت علیهم السلام.
  • شهرستانی، علی (۱۴۳۱). التسمیات بین التسامح العلوی و التوظیف الأموی. قم: مرکز الابحاث العقائدیه.
  • موسوی اصل، سیده طیبه (۱۳۹۹). بانوان محدث شیعه. ج. ۱. شرکت چاپ و نشر بین‌الملل. ص. ۸۲.
  • موسوی اصل، سید طیبه (۱۳۹۹). بانوان محدث شیعه. ج. ۱. شرکت چاپ و نشر بین الملل. ص. ۸۳.