طاهره صفارزاده

از اسلامیکال
پرش به ناوبری پرش به جستجو

طاهره صفارزاده، متولد بیست و هفتم آبان ۱۳۱۵ در شهر سیرجان واقع در استان کرمان. پدرش به علم قضاوت علم داشت و مادرش زنی متدین، مذهبی و اهل کمالات بود. پدربزرگ پدری اش مکتب دار بود و مادربزرگ پدری اش نیز زنی با ایمان بود. طاهره صفارزاده از نوادگان میرزا علیرضا از عارفان بزرگ و عالمان بنام عصر خود بود. طاهره تا سن پنج سالگی در کنار والدین خود زندگی آرامی داشت اما با مرگ ناگهانی پدر و مرگ مادرش پس از چهل روز زندگی طاهره وارد مرحله جدید و بحرانی شد. طاهره در کنار مادربزرگ مادری‌اش بی‌بی مرصع که زنی خردمند و شاعر بود روزگار سپری می‌کرد. طاهره دارای یک خواهر بنام سیمین و دو برادر بنام‌های جواد و جلال بود. جلال پس از فوت مادر که تازه متولد شده بود تحت سرپرستی عمویشان قرار گرفت و طاهره به همراه برادر و خواهرش در کنار بی بی مرصع بودند تا چندی بعد که به منزل دایی خود در کرمان رفته و از شش سالگی راهی مکتب خانه شد تا تجوید و قرائت قرآن بیاموزد. یک سال بعد به دبستان رفت و با میل و رغبت تکالیف مدرسه را در کنار تکالیف دینی خود که شامل نماز و روزه بود انجام می‌داد.[۱]

طاهره صفارزاده در سال ۱۳۳۳ دیپلم خود را با رتبه اول از دبیرستان بهمن یار کرمان اخذ و پس از آزمون ورودی دانشگاه در رشته زبان و ادبیات انگلیسی وارد دانشگاه شیراز شد. در سال ۱۳۳۷ مدرک کارشناسی خود از دانشگاه اخذ و وارد بازار کار در شرکت نفت در تهران شد. در سال ۱۳۴۴ در حالی که همچنان مشغول به اداره ترجمه و نگارش شرکت نفت بود از طرف شرکت بورسیه ای به او داده شد و راهی انگلستان شد اما پس از درگذشت تنها فرزندش به تهران بازگشت. او همچنان فعالیتش در زمینه شعر و داستان ادامه داد و نخستین مجموعه شعرش با عنوان رهگذر مهتاب در سال ۱۳۴۱ منتشر کرد. در همین سال مجموعه داستان کوتاه او نیز با عنوان پیوندهای تلخ منتشر شد.[۲]

طاهره صفارزاده برخی از نوشته‌های خود به انگلیسی ترجمه کرد و به دانشگاه آیووا فرستاد و توانست دعوت نامه برای تحصیل در این دانشگاه اخذ کند. در سال ۱۳۴۷ هجری انتشارات ویندهوور وابسته به دانشگاه آیووا نخستین مجموعه شعری انگلیسی او با عنوان چتر سرخ منتشر کرد.[۳]

اولین سروده

طاهره در سن سیزده سالگی نخستین شعر خود را با عنوان بینوا و زمستان سرود و مورد تشویق معلم و مدیر مدرسه قرار گرفت. از طرف رئیس آموزش و پرورش استان کرمان یک جلد دیوان عبدالرحمن جامی به عنوان جایزه دریافت کرد. بخشی از شعر او چنین است:

طبیعت بار دیگر با زمستان

هماهنگ ستم بر بینوا شد[۴]

افتخارات

منابع

  1. حبیبی نژاد، ذبیح‌الله (۱۳۹۳). طاهره صفارزاده شخصیت‌های مانا. انتشارات سوره مهر. صص. ۱۸ و ۱۹.
  2. حبیبی نژاد، ذبیح‌الله (۱۳۹۳). طاهره صفارزاده شخصیت‌های مانا. انتشارات سوره مهر. ص. ۲۳.
  3. حبیبی نژاد، ذبیح‌الله (۱۳۹۳). طاهره صفارزاده، شخصیت‌های مانا. انتشارات سوره مهر. ص. ۲۴.
  4. حبیبی نژاد، ذبیح‌الله (۱۳۹۳). طاهره صفارزاده شخصیت‌های مانا. انتشارات سوره مهر. ص. ۱۹.