سوره ماعون: تفاوت میان نسخهها
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== نامها == | == نامها == | ||
«ماعون» مشهورترین نام این سوره است که از ریشه (معن) به معنای مال و ثروت، لوازم ضروری زندگی یا [[زکات]] است. به سبب آمدن کلمه «ماعون» در [[آیه ۷ سوره ماعون|آیه هفتم]]، به این اسم شهره شده است. | «ماعون» مشهورترین نام این سوره است که از ریشه (معن) به معنای مال و ثروت، لوازم ضروری زندگی یا [[زکات]] است. به سبب آمدن کلمه «ماعون» در [[آیه ۷ سوره ماعون|آیه هفتم]]، به این اسم شهره شده است. [[فرهنگنامه علوم قرآن]] دو نام دیگر را نیز برای این سوره عنوان میکند.<ref>{{پک|دفتر تبلیغات اسلامی|۱۳۹۰|ک=فرهنگنامه علوم قرآن|ص=۸۰۴|ج=۱}}</ref> | ||
۱. «أرایتَ» که نخستین واژه سوره است و بر طبق بسیاری از سورههای قرآن که به کلمه یا جمله ابتداییشان نامیده میشوند؛ این سوره را نیز «أرایتَ» میخوانند. | ۱. «أرایتَ» که نخستین واژه سوره است و بر طبق بسیاری از سورههای قرآن که به کلمه یا جمله ابتداییشان نامیده میشوند؛ این سوره را نیز «أرایتَ» میخوانند. | ||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
== شأن و محل نزول == | == شأن و محل نزول == | ||
در مکی یا [[مکی و مدنی|مدنی]] بودن سوره اختلاف وجود دارد. برخی غیر از آیات ۴ تا ۷، این سوره را مکی دانستهاند؛ اما گروهی دیگر تمام این سوره را مدنی گفتهاند. درباره [[شأن نزول]] آیه نیز گفته شده در مورد [[ابوجهل]] و [[کافران]] [[قریش]] بوده است.<ref>{{پک|دفتر تبلیغات اسلامی|۱۳۹۰|ک=فرهنگنامه علوم قرآن|ص=۳۰۵۳|ج=۱}}</ref> | در مکی یا [[مکی و مدنی|مدنی]] بودن سوره اختلاف وجود دارد. برخی غیر از آیات ۴ تا ۷، این سوره را مکی دانستهاند؛ اما گروهی دیگر تمام این سوره را مدنی گفتهاند. درباره [[شأن نزول]] آیه نیز گفته شده در مورد [[ابوجهل]] و [[کافران]] [[قریش]] بوده است.<ref>{{پک|دفتر تبلیغات اسلامی|۱۳۹۰|ک=فرهنگنامه علوم قرآن|ص=۳۰۵۳|ج=۱}}</ref> | ||
== ساختار و محتوا == | == ساختار و محتوا == | ||
تعداد آیات «سوره ماعون» در نزد [[قراء]] کوفی و بصری هفت آیه و به پیش قراء حجازی و شامی شش آیه است. ۲۵ کلمه و ۱۱۴ حرف دارد. در ترتیب نزول سورهها، هفدهمین سوره قرآن است که پیش از سوره کافرون و پس از سوره تکاثر بر [[پیامبر اسلام]] نازل شده است. در این سوره کسانیکه خود را [[مسلمان]] معرفی میکنند؛ اما دارای [[اخلاق]] [[منافقان]] هستند؛ تهدید و توبیخ شدهاند. از دیدگاه قرآن این افراد با صفاتی همچون [[سهو]] نسبت به [[نماز]]، [[ریا]] در اعمال و منع [[ماعون]] از مردم متصف به اخلاق منافقان هستند و برطبق آیات سوره، این افراد جزو کسانیکه [[ایمان]] به [[روز قیامت|روز جزا]] ندارند؛ دانسته شدهاند. در آخرین آیه سوره، نمازگزاران سهلانگار و ریاکار مذمت شده و آنها را در ردیف تکذیبکنندگان دین به حساب آوردهاند.<ref>{{پک|دفتر تبلیغات اسلامی|۱۳۹۰|ک=فرهنگنامه علوم قرآن|ص=۳۰۵۳|ج=۱}}</ref> | تعداد آیات «سوره ماعون» در نزد [[قراء]] کوفی و بصری هفت آیه و به پیش قراء حجازی و شامی شش آیه است. ۲۵ کلمه و ۱۱۴ حرف دارد. در ترتیب نزول سورهها، هفدهمین سوره قرآن است که پیش از سوره کافرون و پس از سوره تکاثر بر [[پیامبر اسلام]] نازل شده است. در این سوره کسانیکه خود را [[مسلمان]] معرفی میکنند؛ اما دارای [[اخلاق]] [[منافقان]] هستند؛ تهدید و توبیخ شدهاند. از دیدگاه قرآن این افراد با صفاتی همچون [[سهو]] نسبت به [[نماز]]، [[ریا]] در اعمال و منع [[ماعون]] از مردم متصف به اخلاق منافقان هستند و برطبق آیات سوره، این افراد جزو کسانیکه [[ایمان]] به [[روز قیامت|روز جزا]] ندارند؛ دانسته شدهاند. در آخرین آیه سوره، نمازگزاران سهلانگار و ریاکار مذمت شده و آنها را در ردیف تکذیبکنندگان دین به حساب آوردهاند.<ref>{{پک|دفتر تبلیغات اسلامی|۱۳۹۰|ک=فرهنگنامه علوم قرآن|ص=۳۰۵۳|ج=۱}}</ref> [[شیخ طبرسی]] [[مفسر]] [[شیعی]]، درمورد ارتباط این سوره با سوره قبلی ([[سوره قریش]]) آورده است که در آن سوره، [[خداوند]] از [[نعمت|نعمتهایش]] بر [[قریش]] یاد کرده، اما در این سوره از [[تکذیب]] این قوم با وجود اعطای نعمت بزرگش بر آنان تعجب نموده و ایشان را نکوهش کرده است.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۸۳۲|ج=۱۰}}</ref> | ||
== تفسیر == | |||
==== آیه اول: ==== | |||
[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]] از مفسران شیعه گزارش میکند که [[قرآن]] در اولین آیه این سوره با مخاطب قرار دادن [[پیامبر اسلام]]، آثار انکار [[معاد]] در زندگی و اعمال منکران آن را مطرح میکند و میگوید: «آیا دیدی کسی را که پیوسته منکر روز جزاست؟!» به گزارش او، منظور از «دین» در اینجا «[[جزا]]» یا «[[روز جزا]]» میباشد و سپس در ادامه آیات، به آثار انکار معاد در اعمال انسان در پنج بخش از سوره اشاره میشود.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۵۸|ج=۲۷}}</ref> در [[تفسیر مجمع البیان|''تفسیر مجمع البیان'']] شأن نزولهای مختلفی برای این آیه بیان شده است؛ از جمله اینکه [[کلبی]] گفته این آیه درباره [[عاص بن وائل]] نازل شده، اما [[سدی]] و [[مقاتل]] معتقدند که درباره [[ولید بن مغیره]] نازل شده است. [[ابن جریح]] نیز شأن نزول آیه را در مورد [[ابوسفیان بن حرب]] دانسته، درحالیکه [[عطا]] از [[ابن عباس]] نقل کرده آیه مذکور درباره مردی از [[منافقین]] نازل گردیده است.<ref name=":1">{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۸۳۴|ج=۱۰}}</ref> به باور طبرسی، [[خداوند]] این آیه را با لفظ [[استفهام]] و پرسش مطرح نموده تا در فهمانیدن مطلب مبالغه و تأکید بیشتری داشته باشد. از نظر وی، تکذیب روز جزا و [[قیامت]] از زیانکارترین چیزها برای انسان [[کافر]] و [[گناه|گناهکار]] است. چراکه او با انکار چنین روزی، از انجام اعمال خیر و نیکی امتناع کرده و در شتاب کردن به سوی بدی، ارتکاب گناه و نترسیدن از عواقب و ضرر اعمالش، در حقیقت خود را به هلاکت میاندازد.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۸۳۳|ج=۱۰}}</ref> | |||
==== آیه دوم: ==== | |||
«الدعّ» در لغت به معنای دفع به شدت و سختی است و «الدعدعه» حرکت دادن پیمانه است؛ برای اینکه کاملا پر شود، مثل اینست که آن را دفع کنی. «الدعّه» نیز به منع کردن و جلوگیری از بز گفته شده است. ابن عباس و [[مجاهد]] در تفسیر و معنای آیه آوردهاند؛ یعنی [[یتیم]] را از حقش با خشونت و ستم محروم کرده و او را برنجاند.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۸۳۳-۸۳۴|ج=۱۰}}</ref> در آیه مورد بحث، به راندن یتیمان با خشونت به عنوان اولین صفت از منکران معاد اشاره شده که یکی از [[روایات]] شأن نزول سوره به این ماجرا پرداخته است. برخی شأن نزول سوره را درباره «ابوسفیان» دانستهاند که بنابه نقل آنان، ابوسفیان هر روز دو شتر [[نحر]] میکرد و خود و اطرافیانش از آن میخوردند. روزی یتیمی آمد و از او تقاضایی کرد؛ اما او آن یتیم را با عصایش زد و از خود دور کرد. بعضی از مفسران، نزول آیه را درباره «ولید بن مغیره» یا «عاص بن وائل» گفتهاند. به گزارش مکارم، «یدع» (از ماده دعّ) را به معنای دفع شدید و راندن همراه با خشونت گفتهاند و به عقیده او، تعبیر به «فذلک» اشاره به این نکته است که [[ایمان]] نداشتن به معاد سبب این نوع از اعمال انسانهاست.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۵۶-۳۵۹|ج=۲۷}}</ref> | |||
==== آیه سوم: ==== | |||
در این آیه به دومین صفت منکران معاد اشاره شده و درباره آنان میگوید: «و دیگران را به اطعام مسکین و فقیر تشویق نمیکند.» در لغت «یحض» (از ماده حضّ) به معنی ترغیب و تشویق دیگران بر چیزی است و از آنجا که در این آیه به صورت فعل مضارع آمده است؛ دلالت بر مستمر بودن این کار دارد. به گزارش مکارم، اطعام [[مستمندان]] یکی از مصادیق کارهای خیر در [[اسلام|دین اسلام]] است و به آن سفارشهای بسیاری شده تا جایی که در [[روایات اسلامی|روایات]] تأکید شده است: «اگر خودتان هم توانایی اطعام و غذا دادن به فقیر و مستمند را ندارید؛ دیگران را به این کار تشویق و ترغیب نمایید.»<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۵۹|ج=۲۷}}</ref> به گفته طبرسی مفسر شیعی، در لغت «الحض، الحث و التحریص» هر سه به یک معنا هستند و آن معنا «ترغیب و تشویق» است. به گفته وی، فردی که دارای این صفت زشت است؛ نه تنها خودش (در توانایی) به مستمندان و مساکین طعام نمیدهد؛ بلکه (به هنگام عجز و ناتوانی) دیگران را نیز به این عمل ترغیب نمیکند. چراکه او به روز جزا و پاداش [[خداوند]] [[اعتقاد]] و [[باور]] ندارد.<ref name=":1" /> | |||
==== آیه چهارم و پنجم: ==== | |||
[[قرآن]] در این آیه در وصف گروهی از منکران معاد میگوید: «وای بر [[نماز|نمازگزاران]]!» و سپس بلافاصله در آیه بعد مشخصات این افراد را برمیشمرد و آنان را اینگونه معرفی میکند: «همان نمازگزارانی که نماز خود را فراموش میکنند.» به گزارش مکارم، منظور از «ساهون» اشاره به منافقانی است که برای نماز ارزشی قائل نیستند و اصل نماز را به فراموشی سپردهاند و بنابه نقل برخی مفسران، منظور کسانی است که در نماز خود دچار [[ریا]] میشوند.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۵۹-۳۶۱|ج=۲۷}}</ref> ابن عباس و مسروق در تفسیر آیه میگویند: «یعنی کسانیکه نماز را از اوقات خودش به تأخیر میاندازند.» در [[روایاتی]] دیگر از [[علی بن ابیطالب]] و ابن عباس نقل شده «منظور منافقانی هستند که اگر نماز بخوانند، امیدی به [[ثواب]] ندارند و اگر نماز نخوانند؛ از [[عذاب]] الهی نمیترسند. پس این افراد از نماز غافل میشوند تا وقت آن بگذرد. همچنین آنها اگر با [[مؤمنان]] باشند، نمازشان را از روی ریا و تظاهر میخوانند و اگر تنها یا با غیر مؤمنان باشند؛ اصلا نمازی نمیخوانند.» ضحاک نیز این آیه را توصیف حال «[[تارک الصلاة]]» (ترک کنندگان نماز) دانسته است. [[قتاده]] گفته است: «ایشان غافل از نماز هستند.» (یعنی پروایی ندارند که نماز بخوانند یا نخوانند و این عمل از نظرشان بیتفاوت است.) حسن نیز معتقد است مراد کسانی است که اگر نماز میخوانند؛ از روی ریا و تظاهر است و اگر نخوانند؛ هم پشیمان نیستند. از نظر ابی العالیه نیز کسانی هستند که نماز را در وقتش نمیخوانند و [[رکوع]] و [[سجود]] آن را کامل ادا نمیکنند، در سجده سر را حرکت داده و در هنگام نماز به این طرف و آن طرف توجه دارند. طبرسی در ''مجمع البیان'' روایتی از [[جعفر صادق]] نقل کرده است به این مضمون که در پاسخ به [[یونس بن عمار]] «ساهون» را افرادی معرفی میکند که از نماز غفلت میکنند و آن را در اول وقت انجام نمیدهند. در روایتی دیگر از آن [[دوازده امام|امام]] آمده است که هنگامیکه ابی اسامه [[زید شحام]] تفسیر این آیه را پرسید، در معنای «ساهون» آن را به ترک نماز و سستی و تکاهل در نماز تعبیر نمود. در روایت [[محمد بن فضیل]] نیز منظور از «ساهون» ضایع کردن نماز بیان شده است.<ref name=":1" /> | |||
==== آیه ششم: ==== | |||
ریاکاری چهارمین صفتی است که منکران معاد به این وصف در سوره معرفی شدهاند که به عقیده مکارم، یکی از سرچشمههای ریاکاری ایمان نداشتن به [[روز قیامت]] و باور نداشتن ثواب و [[عقاب]] الهی است. به گزارش او، از دیدگاه [[اسلام]] ارزش و اساس هر عمل به «[[نیت]]» و انگیزه آن است و در اسلام برای هر عملی قبل از هرچیز «نیت» آن مورد بررسی قرار میگیرد. چنانچه برطبق [[حدیث|حدیثی]] از [[محمد|پیامبر اسلام]] آمده: «هر عملی بستگی به نیت آن دارد و بهره هر کس مطابق نیت او داده میشود.»<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۶۱-۳۶۵|ج=۲۷}}</ref> طبرسی نیز در تفسیر آیه آورده است: «برخی [[مفسران]] بر این باورند که منظور از «یراءون» کسانی هستند که در تمام اعمال خود در مقابل مردم ریا میکنند و اعمال آنها به قصد خلوص و [[اخلاص (اخلاق)|اخلاص]] برای خداوند نیست.»<ref name=":1" /> | |||
==== آیه هفتم: ==== | |||
قرآن در آخرین آیه سوره به پنجمین صفت منکران معاد اشاره کرده و میگوید: «آنهایی که دیگران را از ضروریات زندگی منع میکنند.» در لغت «ماعون» (از ماده معْن) به معنای چیز کم و اندک گفته شده و در اینجا منظور اشیای جزئی است که مردم معمولا از یکدیگر به امانت یا تملک میگیرند. به عقیده مکارم، کسانی که از دادن چنین چیزهای کوچک و اندکی به دیگران خودداری میکنند؛ انسانهای [[بخیل]] و پستی هستند که به معاد [[ایمان]] ندارند. همچنین او معتقد است اشاره به «ریا» و «منع ماعون» در این دو آیه تأکید بر این نکته است که این دسته از انسانها آنچه برای [[خدا]]<nowiki/>ست، به نیت مردم انجام میدهند و آنچه برای مردم است از آنها دریغ میکنند؛ پس در نتیجه آنان هیچگاه هیچ حقی را به صاحبش نمیدهند.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۶۱-۳۶۳|ج=۲۷}}</ref> طبرسی در معنای «الماعون» آن را به ظرف و اثاث و هر چیزی که در آن سود و منفعتی است، تفسیر کرده و اصل آن را قلّت و کمی دانسته که از «معن» گرفته شده و به معنی «قلیل و اندک» آمده است. پس «ماعون» چیز نافع و سودمند کم قیمت است. وی در تفسیر آیه گفته است: «آنها کسانی هستند که از [[زکات]] و [[خیرات]] و هر چیزی که برای مردم سودمند است؛ منع میکنند.» سپس در ادامه طبرسی چنین میآورد: «علما درباره ماعون با هم اختلاف نظر دارند. مثلا: علی، جعفر صادق، [[ابن عمر]]، حسن، قتاده و ضحاک «ماعون» را «زکات واجب» میدانند. ابن عباس، [[ابن مسعود]] و [[سعید بن جبیر]] نیز آن را وسایلی میدانند که معمولا مردم از یکدیگر به امانت میگیرند؛ مانند دلو، سطل، تبر، تیشه، دیگ و مانند آن و چیزهایی که ممنوع نیست؛ مانند آب و نمک. کلبی در معنای «ماعون» آن را به تمام کارهای خوب تفسیر کرده است. [[ابو بصیر]] نیز از جعفر صادق روایت کرده که او مصادیق «ماعون» را این موارد گفته است: «[[قرض]] و وامی که مردم آن را به قرض میگیرند، کار خوبی که انجام میدهند، اثاثیه و وسایل منزل که از یکدیگر امانت میگیرند، زکات. سپس ابوبصیر میپرسد: ما همسایگانی داریم که هرگاه وسیلهای را به آنان امانت میدهیم آن را شکسته یا خراب و فاسد میکنند. آیا بر ما گناهی است؛ اگربه آنها امانت ندهیم. جعفر صادق در پاسخ گفت: اگر اینطور هستند، بر شما گناهی و اشکالی نیست که به آنان امانت ندهید.»<ref name=":1" /> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۲۳: | خط ۴۳: | ||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=دفتر تبلیغات اسلامی|نام=|پیوند نویسنده=دفتر تبلیغات اسلامی|ویراستار=|مقاله=سوره ماعون|دانشنامه=فرهنگنامه علوم قرآن|عنوان جلد=فرهنگنامه علوم قرآن|سال=۱۳۹۰|ناشر=دفتر تبلیغات اسلامی|مکان=تهران|پیوند مدخل=https://lib.eshia.ir/26683/1/3053}} | * {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=دفتر تبلیغات اسلامی|نام=|پیوند نویسنده=دفتر تبلیغات اسلامی|ویراستار=|مقاله=سوره ماعون|دانشنامه=فرهنگنامه علوم قرآن|عنوان جلد=فرهنگنامه علوم قرآن|سال=۱۳۹۰|ناشر=دفتر تبلیغات اسلامی|مکان=تهران|پیوند مدخل=https://lib.eshia.ir/26683/1/3053}} | ||
* {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=دفتر تبلیغات اسلامی|نام=|پیوند نویسنده=دفتر تبلیغات اسلامی|ویراستار=|مقاله=اسامی سوره ماعون|دانشنامه=فرهنگنامه علوم قرآن|عنوان جلد=فرهنگنامه علوم قرآن|سال=۱۳۹۰|ناشر=دفتر تبلیغات اسلامی|مکان=تهران|پیوند مدخل=https://lib.eshia.ir/26683/1/804/}} | * {{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=دفتر تبلیغات اسلامی|نام=|پیوند نویسنده=دفتر تبلیغات اسلامی|ویراستار=|مقاله=اسامی سوره ماعون|دانشنامه=فرهنگنامه علوم قرآن|عنوان جلد=فرهنگنامه علوم قرآن|سال=۱۳۹۰|ناشر=دفتر تبلیغات اسلامی|مکان=تهران|پیوند مدخل=https://lib.eshia.ir/26683/1/804/}} | ||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=طبرسی|نام=فضل بن حسن|پیوند نویسنده=فضل بن حسن طبرسی|عنوان=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|سال=۱۴۱۵|ناشر=دارالمعرفة|مکان=تهران|زبان=عربی|پیوند=https://lib.eshia.ir/86854/1/85}} | |||
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|نام=ناصر|پیوند نویسنده=ناصر مکارم شیرازی|عنوان=تفسیر نمونه|سال=۱۳۷۴|ناشر=دارالکتب اسلامیه|مکان=تهران|زبان=فارسی|پیوند=http://lib.eshia.ir/50082/1/0}} | |||
{{قرآن}} | {{قرآن}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۳۲
| ماعون | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| دستهبندی | مکی | ||||
| اطلاعات آماری | |||||
| شمارهٔ نزول | ۱۷ | ||||
| جزء | ۳۰ | ||||
| شمار آیهها | ۷ | ||||
| شمار واژهها | ۲۵ | ||||
| شمار حرفها | ۱۱۴ | ||||
| متن سوره | |||||
|
|
||||
سوره ماعون صد و هفتمین سوره قرآن که دارای ۷ آیه، ۲۵ کلمه و ۱۱۴ حرف است. این سوره مکی از نظر ترتیب نزول سورهها، هفدهمین سوره قرآن محسوب میشود که بنابه نقل مشهور، نزول آن پیش از سوره کافرون و پس از سوره تکاثر بوده است. هرچند در ترتیب مصحف کنونی در میان سورههای قریش و کوثر قرار دارد. این سوره به لحاظ کمیت از سورههای مفصل قرآن و از نوع قصار آن بهشمار میآید و هیچ آیه منسوخی ندارد.[۱]
نامها
«ماعون» مشهورترین نام این سوره است که از ریشه (معن) به معنای مال و ثروت، لوازم ضروری زندگی یا زکات است. به سبب آمدن کلمه «ماعون» در آیه هفتم، به این اسم شهره شده است. فرهنگنامه علوم قرآن دو نام دیگر را نیز برای این سوره عنوان میکند.[۲]
۱. «أرایتَ» که نخستین واژه سوره است و بر طبق بسیاری از سورههای قرآن که به کلمه یا جمله ابتداییشان نامیده میشوند؛ این سوره را نیز «أرایتَ» میخوانند.
۲. به دلیل آنکه در «سوره ماعون» به ویژگیهای تکذیبکنندگان دین خدا و سرانجام آنها پرداخته شده، این سوره به «دین» یا «تکذیب دین» معروف شده است.
شأن و محل نزول
در مکی یا مدنی بودن سوره اختلاف وجود دارد. برخی غیر از آیات ۴ تا ۷، این سوره را مکی دانستهاند؛ اما گروهی دیگر تمام این سوره را مدنی گفتهاند. درباره شأن نزول آیه نیز گفته شده در مورد ابوجهل و کافران قریش بوده است.[۳]
ساختار و محتوا
تعداد آیات «سوره ماعون» در نزد قراء کوفی و بصری هفت آیه و به پیش قراء حجازی و شامی شش آیه است. ۲۵ کلمه و ۱۱۴ حرف دارد. در ترتیب نزول سورهها، هفدهمین سوره قرآن است که پیش از سوره کافرون و پس از سوره تکاثر بر پیامبر اسلام نازل شده است. در این سوره کسانیکه خود را مسلمان معرفی میکنند؛ اما دارای اخلاق منافقان هستند؛ تهدید و توبیخ شدهاند. از دیدگاه قرآن این افراد با صفاتی همچون سهو نسبت به نماز، ریا در اعمال و منع ماعون از مردم متصف به اخلاق منافقان هستند و برطبق آیات سوره، این افراد جزو کسانیکه ایمان به روز جزا ندارند؛ دانسته شدهاند. در آخرین آیه سوره، نمازگزاران سهلانگار و ریاکار مذمت شده و آنها را در ردیف تکذیبکنندگان دین به حساب آوردهاند.[۴] شیخ طبرسی مفسر شیعی، درمورد ارتباط این سوره با سوره قبلی (سوره قریش) آورده است که در آن سوره، خداوند از نعمتهایش بر قریش یاد کرده، اما در این سوره از تکذیب این قوم با وجود اعطای نعمت بزرگش بر آنان تعجب نموده و ایشان را نکوهش کرده است.[۵]
تفسیر
آیه اول:
مکارم شیرازی از مفسران شیعه گزارش میکند که قرآن در اولین آیه این سوره با مخاطب قرار دادن پیامبر اسلام، آثار انکار معاد در زندگی و اعمال منکران آن را مطرح میکند و میگوید: «آیا دیدی کسی را که پیوسته منکر روز جزاست؟!» به گزارش او، منظور از «دین» در اینجا «جزا» یا «روز جزا» میباشد و سپس در ادامه آیات، به آثار انکار معاد در اعمال انسان در پنج بخش از سوره اشاره میشود.[۶] در تفسیر مجمع البیان شأن نزولهای مختلفی برای این آیه بیان شده است؛ از جمله اینکه کلبی گفته این آیه درباره عاص بن وائل نازل شده، اما سدی و مقاتل معتقدند که درباره ولید بن مغیره نازل شده است. ابن جریح نیز شأن نزول آیه را در مورد ابوسفیان بن حرب دانسته، درحالیکه عطا از ابن عباس نقل کرده آیه مذکور درباره مردی از منافقین نازل گردیده است.[۷] به باور طبرسی، خداوند این آیه را با لفظ استفهام و پرسش مطرح نموده تا در فهمانیدن مطلب مبالغه و تأکید بیشتری داشته باشد. از نظر وی، تکذیب روز جزا و قیامت از زیانکارترین چیزها برای انسان کافر و گناهکار است. چراکه او با انکار چنین روزی، از انجام اعمال خیر و نیکی امتناع کرده و در شتاب کردن به سوی بدی، ارتکاب گناه و نترسیدن از عواقب و ضرر اعمالش، در حقیقت خود را به هلاکت میاندازد.[۸]
آیه دوم:
«الدعّ» در لغت به معنای دفع به شدت و سختی است و «الدعدعه» حرکت دادن پیمانه است؛ برای اینکه کاملا پر شود، مثل اینست که آن را دفع کنی. «الدعّه» نیز به منع کردن و جلوگیری از بز گفته شده است. ابن عباس و مجاهد در تفسیر و معنای آیه آوردهاند؛ یعنی یتیم را از حقش با خشونت و ستم محروم کرده و او را برنجاند.[۹] در آیه مورد بحث، به راندن یتیمان با خشونت به عنوان اولین صفت از منکران معاد اشاره شده که یکی از روایات شأن نزول سوره به این ماجرا پرداخته است. برخی شأن نزول سوره را درباره «ابوسفیان» دانستهاند که بنابه نقل آنان، ابوسفیان هر روز دو شتر نحر میکرد و خود و اطرافیانش از آن میخوردند. روزی یتیمی آمد و از او تقاضایی کرد؛ اما او آن یتیم را با عصایش زد و از خود دور کرد. بعضی از مفسران، نزول آیه را درباره «ولید بن مغیره» یا «عاص بن وائل» گفتهاند. به گزارش مکارم، «یدع» (از ماده دعّ) را به معنای دفع شدید و راندن همراه با خشونت گفتهاند و به عقیده او، تعبیر به «فذلک» اشاره به این نکته است که ایمان نداشتن به معاد سبب این نوع از اعمال انسانهاست.[۱۰]
آیه سوم:
در این آیه به دومین صفت منکران معاد اشاره شده و درباره آنان میگوید: «و دیگران را به اطعام مسکین و فقیر تشویق نمیکند.» در لغت «یحض» (از ماده حضّ) به معنی ترغیب و تشویق دیگران بر چیزی است و از آنجا که در این آیه به صورت فعل مضارع آمده است؛ دلالت بر مستمر بودن این کار دارد. به گزارش مکارم، اطعام مستمندان یکی از مصادیق کارهای خیر در دین اسلام است و به آن سفارشهای بسیاری شده تا جایی که در روایات تأکید شده است: «اگر خودتان هم توانایی اطعام و غذا دادن به فقیر و مستمند را ندارید؛ دیگران را به این کار تشویق و ترغیب نمایید.»[۱۱] به گفته طبرسی مفسر شیعی، در لغت «الحض، الحث و التحریص» هر سه به یک معنا هستند و آن معنا «ترغیب و تشویق» است. به گفته وی، فردی که دارای این صفت زشت است؛ نه تنها خودش (در توانایی) به مستمندان و مساکین طعام نمیدهد؛ بلکه (به هنگام عجز و ناتوانی) دیگران را نیز به این عمل ترغیب نمیکند. چراکه او به روز جزا و پاداش خداوند اعتقاد و باور ندارد.[۷]
آیه چهارم و پنجم:
قرآن در این آیه در وصف گروهی از منکران معاد میگوید: «وای بر نمازگزاران!» و سپس بلافاصله در آیه بعد مشخصات این افراد را برمیشمرد و آنان را اینگونه معرفی میکند: «همان نمازگزارانی که نماز خود را فراموش میکنند.» به گزارش مکارم، منظور از «ساهون» اشاره به منافقانی است که برای نماز ارزشی قائل نیستند و اصل نماز را به فراموشی سپردهاند و بنابه نقل برخی مفسران، منظور کسانی است که در نماز خود دچار ریا میشوند.[۱۲] ابن عباس و مسروق در تفسیر آیه میگویند: «یعنی کسانیکه نماز را از اوقات خودش به تأخیر میاندازند.» در روایاتی دیگر از علی بن ابیطالب و ابن عباس نقل شده «منظور منافقانی هستند که اگر نماز بخوانند، امیدی به ثواب ندارند و اگر نماز نخوانند؛ از عذاب الهی نمیترسند. پس این افراد از نماز غافل میشوند تا وقت آن بگذرد. همچنین آنها اگر با مؤمنان باشند، نمازشان را از روی ریا و تظاهر میخوانند و اگر تنها یا با غیر مؤمنان باشند؛ اصلا نمازی نمیخوانند.» ضحاک نیز این آیه را توصیف حال «تارک الصلاة» (ترک کنندگان نماز) دانسته است. قتاده گفته است: «ایشان غافل از نماز هستند.» (یعنی پروایی ندارند که نماز بخوانند یا نخوانند و این عمل از نظرشان بیتفاوت است.) حسن نیز معتقد است مراد کسانی است که اگر نماز میخوانند؛ از روی ریا و تظاهر است و اگر نخوانند؛ هم پشیمان نیستند. از نظر ابی العالیه نیز کسانی هستند که نماز را در وقتش نمیخوانند و رکوع و سجود آن را کامل ادا نمیکنند، در سجده سر را حرکت داده و در هنگام نماز به این طرف و آن طرف توجه دارند. طبرسی در مجمع البیان روایتی از جعفر صادق نقل کرده است به این مضمون که در پاسخ به یونس بن عمار «ساهون» را افرادی معرفی میکند که از نماز غفلت میکنند و آن را در اول وقت انجام نمیدهند. در روایتی دیگر از آن امام آمده است که هنگامیکه ابی اسامه زید شحام تفسیر این آیه را پرسید، در معنای «ساهون» آن را به ترک نماز و سستی و تکاهل در نماز تعبیر نمود. در روایت محمد بن فضیل نیز منظور از «ساهون» ضایع کردن نماز بیان شده است.[۷]
آیه ششم:
ریاکاری چهارمین صفتی است که منکران معاد به این وصف در سوره معرفی شدهاند که به عقیده مکارم، یکی از سرچشمههای ریاکاری ایمان نداشتن به روز قیامت و باور نداشتن ثواب و عقاب الهی است. به گزارش او، از دیدگاه اسلام ارزش و اساس هر عمل به «نیت» و انگیزه آن است و در اسلام برای هر عملی قبل از هرچیز «نیت» آن مورد بررسی قرار میگیرد. چنانچه برطبق حدیثی از پیامبر اسلام آمده: «هر عملی بستگی به نیت آن دارد و بهره هر کس مطابق نیت او داده میشود.»[۱۳] طبرسی نیز در تفسیر آیه آورده است: «برخی مفسران بر این باورند که منظور از «یراءون» کسانی هستند که در تمام اعمال خود در مقابل مردم ریا میکنند و اعمال آنها به قصد خلوص و اخلاص برای خداوند نیست.»[۷]
آیه هفتم:
قرآن در آخرین آیه سوره به پنجمین صفت منکران معاد اشاره کرده و میگوید: «آنهایی که دیگران را از ضروریات زندگی منع میکنند.» در لغت «ماعون» (از ماده معْن) به معنای چیز کم و اندک گفته شده و در اینجا منظور اشیای جزئی است که مردم معمولا از یکدیگر به امانت یا تملک میگیرند. به عقیده مکارم، کسانی که از دادن چنین چیزهای کوچک و اندکی به دیگران خودداری میکنند؛ انسانهای بخیل و پستی هستند که به معاد ایمان ندارند. همچنین او معتقد است اشاره به «ریا» و «منع ماعون» در این دو آیه تأکید بر این نکته است که این دسته از انسانها آنچه برای خداست، به نیت مردم انجام میدهند و آنچه برای مردم است از آنها دریغ میکنند؛ پس در نتیجه آنان هیچگاه هیچ حقی را به صاحبش نمیدهند.[۱۴] طبرسی در معنای «الماعون» آن را به ظرف و اثاث و هر چیزی که در آن سود و منفعتی است، تفسیر کرده و اصل آن را قلّت و کمی دانسته که از «معن» گرفته شده و به معنی «قلیل و اندک» آمده است. پس «ماعون» چیز نافع و سودمند کم قیمت است. وی در تفسیر آیه گفته است: «آنها کسانی هستند که از زکات و خیرات و هر چیزی که برای مردم سودمند است؛ منع میکنند.» سپس در ادامه طبرسی چنین میآورد: «علما درباره ماعون با هم اختلاف نظر دارند. مثلا: علی، جعفر صادق، ابن عمر، حسن، قتاده و ضحاک «ماعون» را «زکات واجب» میدانند. ابن عباس، ابن مسعود و سعید بن جبیر نیز آن را وسایلی میدانند که معمولا مردم از یکدیگر به امانت میگیرند؛ مانند دلو، سطل، تبر، تیشه، دیگ و مانند آن و چیزهایی که ممنوع نیست؛ مانند آب و نمک. کلبی در معنای «ماعون» آن را به تمام کارهای خوب تفسیر کرده است. ابو بصیر نیز از جعفر صادق روایت کرده که او مصادیق «ماعون» را این موارد گفته است: «قرض و وامی که مردم آن را به قرض میگیرند، کار خوبی که انجام میدهند، اثاثیه و وسایل منزل که از یکدیگر امانت میگیرند، زکات. سپس ابوبصیر میپرسد: ما همسایگانی داریم که هرگاه وسیلهای را به آنان امانت میدهیم آن را شکسته یا خراب و فاسد میکنند. آیا بر ما گناهی است؛ اگربه آنها امانت ندهیم. جعفر صادق در پاسخ گفت: اگر اینطور هستند، بر شما گناهی و اشکالی نیست که به آنان امانت ندهید.»[۷]
پانویس
ارجاعات
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، ۱: ۳۰۵۳.
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، ۱: ۸۰۴.
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، ۱: ۳۰۵۳.
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، ۱: ۳۰۵۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۰: ۸۳۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷: ۳۵۸.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ ۷٫۳ ۷٫۴ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۰: ۸۳۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۰: ۸۳۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱۰: ۸۳۳-۸۳۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷: ۳۵۶-۳۵۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷: ۳۵۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷: ۳۵۹-۳۶۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷: ۳۶۱-۳۶۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲۷: ۳۶۱-۳۶۳.
منابع
- دفتر تبلیغات اسلامی (۱۳۹۰). «سوره ماعون». فرهنگنامه علوم قرآن. تهران: دفتر تبلیغات اسلامی.
- دفتر تبلیغات اسلامی (۱۳۹۰). «اسامی سوره ماعون». فرهنگنامه علوم قرآن. تهران: دفتر تبلیغات اسلامی.
- طبرسی، فضل بن حسن (۱۴۱۵). مجمع البیان فی تفسیر القرآن (به عربی). تهران: دارالمعرفة.
- مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب اسلامیه.