آیه ۲۳۳ سوره بقره
| مشخصات قرآنی | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| نام سوره | بقره | ||||
| تعداد آیات سوره | ۲۸۶ | ||||
| شماره آیه | ۲۳۳ | ||||
| شماره جزء | ۲ | ||||
| شماره حزب | ۸ | ||||
| اطلاعات دیگر | |||||
|
|
||||
آیه ۲۳۳ سوره بقره، دویست و سی و سومین آیه از دومین سوره قرآن است. این آیه را مدنی دانستهاند. این آیه در بیان چندین حکم با موضوع روابط زناشویی و حقوق کودک است. در این آیه به اموری چون، شیردهی دو ساله به کودکان، نفقه مادر در ایام شیردهی، ممنوعیت آسیبرساندن به کودک، نفقه در ایام فقدان پدر، مسئله مربوط به دایه و پرداخت حقوق مادر با وجود عدم همکاری در شیردهی است.
نامگذاری
به آیه ۲۳۳ سوره بقره، آیه رضاع گفته میشود. رضاع در لغت از ریشه رضع گرفته شده است که به باور راغب اصفهانی لغتشناس سنی مذهب، رضع به معنی شیرخوردن است.[۱] و در لغتنامه قاموس قرآن ارضاع به معنای شیردادن ذکر شده است.[۲] به عقیده طباطبایی از مفسرین شیعی، کلمه «ارضاع» مصدر فعل «یرضعن» است، «یرضعن» باب افعال و از ماده رضاعة و رضع گرفته شده است، که به معنای مکیدن پستان به منظور نوشیدن شیر از آن است.[۳]
متن
متن آیه را فخر رازی، از مفسران سنی مذهب و محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، چنین گزارش کردهاند:[۴][۵]
وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ ۖ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ ۚ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ ۚ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ ۗ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا ۗ وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
![]()
![]()
ترجمه
محمدگل گمشادزهی، مترجم سنی حنفی مذهب در ترجمه آیه آورده است:[۶]
«و مادران، فرزندان خود را دو سال کامل شیر دهند، این برای کسی است که بخواهد مدت شیرخوارگی را کامل نماید و بر کسی که فرزند برای او متولد شده (پدر) لازم است خوراک و پوشاک مادران را به گونهای شایسته فراهم کند، هیچکس جز به اندازه توانش مکلف نمیشود هیچ مادری نباید به خاطر فرزندش زیان ببیند، و هیچ پدری نیز نباید به خاطر فرزندش زیان ببیند، و بر وارث فرزند چنین چیزی (نفقه) لازم است، و اگر پدر و مادر با رضایت و مشورت همدیگر خواستند فرزند را از شیر بگیرند، گناهی بر آنها نیست، و اگر خواستید دایه شیر دهی برای فرزندان خود بگیرید گناهی بر شما نیست به شرط اینکه آنچه را که متعهد شدهاید پرداخت کنید به خوبی بپردازید، از خداوند بترسید و بدانید که خداوند به آنچه میکنید بیناست»
بهاءالدین خرمشاهی، مترجم شیعه امامی مذهب در ترجمه این آیه آورده است:[۷]
«و مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر دهند، این برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را به حد کمال برساند و خوراک و پوشاک آنان در حد عرف بر عهده پدر فرزند است، هیچکس جز به اندازه توانش مکلف نمیشود، هیچ مادری نباید به خاطر فرزندش رنجه شود و نیز نباید پدر به خاطر فرزندش رنجه شود، وارث [و قیم] نیز همین حکم را دارد، و اگر به توافق و مشورت، قصد از شیر گرفتن فرزند را کردند، گناهی بر آنان نیست، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، چون به درستی دستمزد آنان را بپردازید، گناهی بر شما نیست، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خدا از کار و کردار شما آگاه است»
محتوا
مکارم شیرازی از مفسران شیعه گزارش میکند که این آیه در بیان احکام در حوزه روابط زناشویی است. اولین حکم این آیه، توصیه به مادران است که فرزندان خود را دو سال تمام شیر بدهند و در این صورت دوره شیردهی را کامل کردهاند. دومین حکم این آیه، نفقه مادر در دوران شیردهی است. بر اساس این آیه، تمام هزینههای مادر برعهده پدری است که فرزند برای او متولد شده است و توصیه شده است که باید بهطور شایسته به خوراک و پوشاک مادر پرداخته شود و قید زده شده است که کسی بیش از اندازه توانش مکلف به امری نخواهد بود. حکم بعدی، مسئله ممنوعیت آسیبرساندن و ضرر زدن به کودک به خاطر اختلافات زناشویی است؛ بر اساس این بخش از آیه، مادر و پدر حق آسیب به فرزند خود به خاطر اختلاف با شریک زندگی خود را ندارند. در ادامه وظایفی که برای پدر برشمرده میشود، در صورت درگذشت پدر، حقوقی بر گردن وارثان او توصیف شده است. در ادامه مسئله از شیر گرفتن کودک است؛ بر اساس این بخش از آیه، مادر و پدر با صلاحدید کودک، میتوانند کمتر از دو سال (که سابقاً توصیه شده بود) کودک را شیر بدهند. در ادامه آیه گرفتن دایه برای فرزند در صورتی که مادر رضایت به شیردهی نداشته یا مشکلی برای او پیش آمده است، بلامانع توصیف شده است و تأکید شده که حقوق گذشته مادر با گرفتن دایه از بین نمیرود. در پایان دستور داده شده است که تقوای الهی پیشه شود که الله به کار و کردار همگان آگاه است.[۸]
قرائت
اهل بصره، ابن کثیر و قتیبه (لا تضار) را با تشدید راء و به صورت مرفوع قرائت کردهاند. و ابوجعفر با تخفیف راء و سکون آن قرائت کرده است. و بقیه قاریان راء را با تشدید و به صورت مفتوح قرائت کردند.[۹]
شأن نزول و ترتیب
به گزارش فرهنگنامه علوم قرآن، سوره بقره، دومین سوره قرآن است که به خاطر دربرداشتن داستان گاو بنیاسرائیل، به نام بقره شناخته میشود. این سوره با ۲۸۵ یا ۲۸۷ آیه، بزرگترین سوره قرآن است. این سوره اولین سورهایست که با حروف مقطعه شروع میشود. بیشترین احکام فقهی قرآن نیز در این سوره قرار دارد. این سوره هشتاد و هفتمین و به نقلی هشتاد و ششمین سوره نازل شده بر پیامبر اسلام است که پس از سوره مطففین و پیش از سوره انفال نازل شده است. در ترتیب مصحف اما بعد از سوره حمد و قبل از سوره آلعمران قرار گرفته است. تمام آیات این سوره در مدینه نازل شدهاند، بجز آیه ۲۸۱ سوره که در ماجرای حجةالوداع نازل شده است. وجود ۲۶ ناسخ یا منسوخ در این سوره گزارش شده است.[۱۰]
تفسیر
تحلیل واژگانی و ادبی آیه رضاع
در تفاسیر قرآن، برای برخی واژگان کلیدی در آیه ۲۳۳ سوره بقره، تحلیلهای ادبی و معناشناختی ارائه شده است:[۱۱]
· کاربرد «والدات» به جای «امهات»: در برخی تفاسیر اشاره شده است که واژه «والد» (و جمع آن «والدات») نسبت به «أم» (مادر) معنای محدودتر و دقیقتری دارد، چنانکه «والد» (پدر) در قیاس با «أب» (پدر) و «ولد» (فرزند) در قیاس با «ابن» (پسر) اخص است. بر این اساس، حکم آیه بهطور مشخص ناظر به رابطه «والده» (مادرِ مستقیمِ تولدیافته)، «ولد» (فرزندِ مستقیم) و «مولودٌ له» (پدرِ همان فرزند) تشریع شده است.
· کاربرد «مولودٌ له» به جای «والد»: در این تفاسیر آمده است که به کار بردن عبارت «مولودٌ له» (کسی که فرزند برای او به دنیا آمده) به جای «والد» (پدر)، میتواند اشاره به حکمت تشریع این احکام داشته باشد. بر این مبنا، چون فرزند در نظام خانوادگی و بسیاری از احکام (نه همه) منتسب به پدر است و مصالح زندگی، تربیت و نفقه او بر عهده پدار قرار میگیرد، این مسئولیتها در آیه به این شکل بیان شده است. همچنین بر رعایت حق مادر توسط پدر (آزار نرساندن به او به بهانه فرزند) تأکید شده است.
نقد تفسیری
برخی از مفسران برای توجیه کاربرد «مولودٌ له»، دیدگاهی را مطرح کردهاند که در منابع دیگر مورد نقد قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، علت این کاربرد آن است که «فرزندان مال پدران هستند» و نسب نیز تنها به پدران میرسد، نه مادران. برای اثبات این نظر، به شعری منسوب به مأمون عباسی استناد شده که در آن آمده است: «مادران تنها ظرفهایی برای نگهداری [نطفه] هستند و فرزندان از آن پدرانند.» این دیدگاه در برخی تفاسیر به دلایل زیر مورد انتقاد قرار گرفته است:[۱۱]
- تناقض با سیاق آیه: در خود آیه، فرزند با ضمیر «هُنَّ» به مادران («أولادهنَّ») و نیز با عبارت «بولدها» نسبت داده شده است، که به وضوح نشان میدهد فرزند هم منتسب به پدر و هم منتسب به مادر است.
- منبع استدلال: استناد به گفتهای از خلفای عباسی مانند مأمون برای تفسیر کلام الهی، در این نقدها فاقد اعتبار علمی دانسته شده است.
- خلط مباحث: در این نقدها اشاره شده که طرح این دیدگاه ناشی از خلط میان مسائل زبانی، قوانین اجتماعی و حقایق تکوینی است؛ به این معنا که نمیتوان برای اثیدن یک حکم اجتماعی یا حقیقت زیستی، صرفاً به یک استعمال لغوی استناد کرد.
تجزیه و ترکیب
| تجزیه و ترکیب آیه رضاع | ||
|---|---|---|
| شماره آیه | متن آیه | تجزیه و ترکیب |
| ۲۳۳ | ﴿وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلَادَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾ | وَ استئنافيّة.الْوَالِدَاتُ مبتدأ مرفوع.يُرْضِعْنَ فعل مضارع مبنيّ على السكون في محلّ رفع، والنُّونَ فاعل.أَوْلَادَ مفعول به منصوب.هُنَّ ضمير متّصل في محلّ جرّ مضاف إليهحَوْلَيْنِ ظرف زمان منصوب وعلامة النصب الياء.كَامِلَيْنِ نعت لـ"حولين" منصوب مثله.لِمَنْ اللام حرف جرّ، "مَنْ" اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بمحذوف خبر مقدَّر (تقديره: ذلك المذكور من إرضاع الحولين).أَرَادَ فعل ماض، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو.أَن حرف مصدريّ ونصب.يُتِمَّ فعل مضارع منصوب، والفاعل ضمير مستتر تقديره هو.الرَّضَاعَةَ مفعول به منصوب.(والمصدر المؤوّل من "أَن يُتِمَّ" في محلّ نصب مفعول به لفعل "أَرَادَ").وَ عاطفة.عَلَى الْمَوْلُودِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف خبر مقدّم.لَهُ اللام حرف جرّ، والهاء ضمير متّصل في محلّ جرّ (والجارّ والمجرور نائب فاعل لاسم المفعول "الْمَوْلُودِ").رِزْقُهُنَّ مبتدأ مؤخّر مرفوع، و"هُنَّ" ضمير في محلّ جرّ مضاف إليه.وَ عاطفة.كِسْوَتُهُنَّ معطوف على "رِزْقُهُنَّ" مرفوع مثله.بِالْمَعْرُوفِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف حاللَا نافية.تُكَلَّفُ فعل مضارع مبنيّ للمجهول مرفوع.نَفْسٌ نائب فاعل مرفوع.إِلَّا أداة حصر.وُسْعَهَا مفعول به منصوب (وهو المفعول الثاني في الأصل).لَا ناهية جازمة.تُضَارَّ فعل مضارع مجزوم وعلامة الجزم السكون (مُحرَّك بالفتح لالتقاء الساكنين)، وهو مبنيّ للمجهول.وَالِدَةٌ نائب فاعل مرفوع.بِوَلَدِهَا جارّ ومجرور متعلّق ب"لَا تُضَارَّ"، والياء في "هَا" ضمير مضاف إليه.وَ عاطفة.لَا ناهية جازمة.مَوْلُودٌ نائب فاعل لفعل محذوف يُفسِّره المذكور قبله (أي: لا يُضَارَّ مولود).لَّهُ نائب فاعل لاسم المفعول "مَوْلُودٌ".بِوَلَدِهِ جارّ ومجرور متعلّق بالفعل المحذوف "يُضارَّ"، والهاء ضمير مضاف إليه.(وجملة الفعل المحذوف ونائب فاعله لا محلّ لها معطوفة على الجملة السابقة).وَ عاطفة.عَلَى الْوَارِثِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف خبر مقدّم.مِثْلُ مبتدأ مؤخّر مرفوع.ذَٰلِكَ اسم إشارة مبنيّ في محلّ جرّ مضاف إليه.فَ عاطفة.إِنْ حرف شرط جازم.أَرَادَا فعل ماضٍ في محلّ جزم فعل الشرط، و"الألف" ضمير فاعل.فِصَالًا مفعول به منصوب.عَن تَرَاضٍ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف نعت لـ"فصالًا".مِّنْهُمَا جارّ ومجرور متعلّق بنعت لـ"تَرَاضٍ".وَ عاطفة.تَشَاوُرٍ معطوف على "تَرَاضٍ" مجرور مثله.فَ رابطة لجواب الشرط.لَا نافية للجنس.جُنَاحَ اسم "لا" مبنيّ على الفتح في محلّ نصب.عَلَيْهِمَا جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف خبر "لا".وَ عاطفة.إِنْ أَرَدتُّمْ مثل "إن أرادا".أَن حرف مصدريّ ونصب. تَسْتَرْضِعُوا فعل مضارع منصوب وعلامة النصب حذف النون، والواو فاعل.أَوْلَادَكُمْ مفعول به منصوب، و"كُمْ" ضمير مضاف إليه.(والمصدر المؤوّل من "أَن تَسْتَرْضِعُوا" في محلّ نصب مفعول به).فَ رابطة لجواب الشرط.لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ مثل سابقتها.إِذَا ظرف للزمن المستقبل متضمّن معنى الشرط، متعلّق بمضمون الجواب.سَلَّمْتُم فعل ماضٍ وفاعله.مَّا اسم موصول مبنيّ في محلّ نصب مفعول به.آتَيْتُم فعل ماضٍ وفاعله.بِالْمَعْرُوفِ جارّ ومجرور متعلّق بمحذوف حال.وَ عاطفة.اتَّقُوا فعل أمر مبنيّ على حذف النون، والواو فاعل.اللَّهَ لفظ الجلالة مفعول به منصوب.وَ عاطفة.اعْلَمُوا مثل "اتَّقُوا".أَنَّ حرف مشبّه بالفعل للتوكيد.اللَّهَ لفظ الجلالة اسم "أَنَّ" منصوب.بِمَا الباء حرف جرّ، "مَا" اسم موصول مبنيّ في محلّ جرّ متعلّق بـ"بَصِيرٌ".تَعْمَلُونَ فعل مضارع مرفوع، والواو فاعل.بَصِيرٌ خبر "أَنَّ" مرفوع. |
پانویس
ارجاعات
- ↑ اصفهانی، راغب. المفردات فی غریب القرآن. ص. ۳۵۵.
- ↑ قرشی، علی اکبر. قاموس قرآن. ج. ۳. ص. ۱۰۲.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین. ترجمه تفسیر المیزان. ج. ۲. ص. ۳۶۱.
- ↑ رازی، تفسیر کبیر، ۶: ۴۵۸.
- ↑ طباطبایی، تفسیر المیزان، ۲: ۳۴۱.
- ↑ گمشادزهی، ترجمه معانی قرآن کریم، ۳۷.
- ↑ خرمشاهی، ترجمه خرمشاهی، ۳۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۲: ۱۸۶–۱۹۰.
- ↑ طوسی. التبیان فی تفسیر االقرآن. ج. ۲. ص. ۲۵۵.
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، «سوره بقره»، فرهنگنامه علوم قرآن، ۲۷۹۹.
- ↑ ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ طباطبایی، سید محمد حسین. ترجمه تفسیر المیزان. ج. ۲. ص. ۳۶۰.
منابع
- خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۹۳). ترجمه قرآن کریم استاد خرمشاهی (به فارسی-عربی). قم: موسسه تبیان.
- دفتر تبلیغات اسلامی (۱۳۸۸). فرهنگنامه علوم قرآن. تهران: دفتر تبلیغات اسلامی.
- رازی، محمد بن عمر (۱۴۲۰). مفاتیح الغیب، تفسیر کبیر. سوم (به عربی). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
- گمشادزهی، محمدگل (۱۳۹۴). ترجمه معانی قرآن کریم. به کوشش کتابخانه عقیده. مجموعه موحدین.
- طباطبایی، محمدحسین (۱۳۹۵). ترجمه تفسیر المیزان. ترجمهٔ سید محمدباقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
- مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب اسلامیه.