صحابه
صحابه (جمعِ صحابی) عنوانی است که در تاریخ اسلام به یاران پیامبر اسلام اطلاق میشود. این عنوان در منابع اسلامی جایگاهی مهم دارد و دربارهٔ تعریف، شمار و جایگاه دینی صحابه دیدگاههای گوناگونی بیان شده است.
شمار صحابه
در برخی منابع، صحابه بر پایهٔ عواملی مانند سبقت در اسلام، هجرت، دانش و فضیلت، ملازمت با پیامبر، روایت حدیث و حضور در موقعیتهای مهم به دوازده طبقه تقسیم شدهاند. در کتاب نفایس الفنون شمار آنان حدود سی هزار تن ذکر شده است. از ابوزرعه رازی، از بزرگان تابعین، نقل شده است که هنگام درگذشت پیامبر اسلام شمار کسانی که از او حدیث روایت کرده بودند به ۱۱۴ هزار نفر میرسید. در روایتی از جعفر صادق نیز آمده است که اصحاب پیامبر دوازده هزار نفر بودند که هشت هزار نفر از مردم مدینه، دو هزار نفر از مکه و دو هزار نفر از طلقاء (کسانی که پس از فتح مکه مسلمان شدند) بودند.
تعریف صحابی
از معروفترین تعاریف صحابی که موضوعی اختلافی بین شیعه و سنی است را «ابن حجر عسقلانی» ارائه نموده است: صحابی آن است که با ایمان، پیامبر را ملاقات کرده و مسلمان زندگی را بدرود گفته باشد.[۱]
دیدگاه سنی
در میان اهل سنت، با اندکی اختلاف، صحابی به کسی گفته میشود که پیامبر اسلام را درک کرده و در حالی که مسلمان بوده از دنیا رفته باشد. ابن حجر عسقلانی این تعریف را دقیقترین تعریف در این باره دانسته است. بر پایهٔ این تعریف، حتی کسی که تنها یک بار پیامبر را دیده باشد نیز در شمار صحابه قرار میگیرد، هرچند در جنگهای پیامبر شرکت نکرده باشد.[۲]
دیدگاه شیعه
در دیدگاه شیعه، چون تعریف خاصی از سوی شرع برای این اصطلاح بیان نشده است، معنای لغوی آن ملاک قرار میگیرد. بر این اساس، صحابهٔ پیامبر کسانیاند که یاران و همراهان او در راه و روش او بودهاند. بنابراین این عنوان به خودی خود دلالت بر فضیلت یا عدالت نمیکند و ممکن است شامل افراد شایسته یا ناشایست باشد. همچنین در این دیدگاه، صرف دیدار پیامبر برای اطلاق عنوان صحابی کافی دانسته نمیشود و ملازمت یا همراهی واقعی با او در مسیر و تعالیمش نیز مورد توجه قرار میگیرد.
عدالت صحابه
بیشتر عالمان اهل سنت بر این باورند که همهٔ صحابهٔ پیامبر عادلاند، حتی کسانی که در اختلافات و حوادث سیاسی پس از پیامبر، مانند جنگهای جمل و صفین، درگیر بودهاند. برای این دیدگاه به آیاتی از قرآن و احادیثی دربارهٔ فضیلت صحابه استناد شده است؛ از جمله آیات «کنتم خیر أمة أخرجت للناس» (آلعمران: ۱۱۰) و «کذلک جعلناکم أمة وسطاً» (بقره: ۱۴۳) و نیز احادیثی که در آنها از دشنام دادن به صحابه نهی شده است.[۳]
در مقابل، در دیدگاه شیعه عدالت صفتی فردی است که باید در هر شخص به طور مستقل احراز شود؛ ازاینرو صرف صحابی بودن دلیل بر عدالت شمرده نمیشود. همچنین به آیاتی از قرآن استناد میشود که از وجود منافقان در میان مسلمانان عصر پیامبر یاد کرده است؛ از جمله آیهٔ «و من أهل المدینة مردوا علی النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم» (توبه: ۱۰۱).[۴]
پانویس
ارجاعات
منابع
- شمشیری، رحیمه؛ جلالی، مهدی (۱۳۸۵). «صحابی کیست؟ تحلیل انتقادی تعریف محمد هادی معرفت و ابن حجد از صحابه». علوم حدیث (۴۱).
- اختری، عباسعلی (۱۳۹۰). «صحابه». دایرةالمعارف جامع اسلامی. تهران: آرایه.