سوره فاتحه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
== تفسیر == | == تفسیر == | ||
آیه | === آیه اول: === | ||
[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی]] از مفسران [[شیعه]] معتقد است که آغاز شدن تمام سورههای قرآن به غیر از [[سوره توبه]] با آیه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» اشاره به این نکته است که اگر سرآغاز هر کاری و هر چیزی با نام خداوند باشد؛ آن کار باقی و پاینده میماند. چنانکه بر اساس [[روایتی]] از [[پیامبر اسلام]] هر کار مهمی که بدون نام خدا شروع شود؛ بیفرجام خواهد بود.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۱۳–۱۴|ج=۱}}</ref> برطبق اعتقاد همه پیروان [[امامیه]] «بسم الله الرحمن الرحیم» یک آیه از [[سوره حمد]] و سورههای دیگر قرآن است و کسی که آن را در [[نماز|نمازش]] نخواند، نماز وی باطل است؛ چه در [[نماز واجب]] و چه در نماز [[مستحب]] باشد. همچنین بلند خواندن این آیه در نمازهایی که باید بلند خواند واجب و در نمازهایی که باید آهسته خواند، مستحب است. همه این [[احکام]] نیز از نظر دانشمندان [[اهل سنت]] محل اختلاف است ولى جزء بودنش در [[سوره نمل]] مورد قبول همه گروههای مختلف از [[مذاهب]] [[اسلامی]] است. بنابراین کسی که این عبارت را آیه مستقل میداند، «[[آیه ۷ سوره حمد|صراط الذین]]...» را تا آخر سوره یک آیه محسوب میکند؛ اما کسی که آن را آیه مستقل نمیشمرد و آن را تنها برای [[تیمن]] و [[تبرک]] به زبان میآورد، «صراط الذین انعمت علیهم» را یک آیه و بعدش را آیه دیگر به حساب میآورد. به گفته [[شیخ طبرسی|طبرسی]] مفسر شیعی، از میان [[قراء]] معروف؛ حمزه، یعقوب و یزیدی بین سورهها با بسم الله فاصله قرار نمیدهند ولی سایر قراء در فاصله میان هر سوره با سوره دیگر (غیر از دو [[سوره انفال]] و [[سوره توبه|توبه]]) بسم الله را میگویند.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۸۹|ج=۱}}</ref> طبرسی در ''[[تفسیر مجمع البیان]]'' در [[تفسیر قرآن|تفسیر]] این آیه سه معنا را آورده است: استعانت و کمک خواستن از [[اسم خدا]]، استعانت از ذات او و شروع به نام بردن از وی. سپس مؤلف نظر سوم را درستتر و صحیحتر میداند. چراکه [[مسلمانان]] مأمور به شروع کارها با نام [[خداوند]] هستند؛ چنانکه در هنگام خوردن، آشامیدن و [[ذبح]] حیوان امر شدهاند که نام [[خدا]] را ببرند.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۹۲-۹۳|ج=۱}}</ref> | |||
آیه | === آیه دوم و سوم: === | ||
اولین وظیفه بندگان نسبت به خدا [[حمد]] و [[سپاس]] اوست و بر طبق [[آیات قرآن]] باید ابتدا و پایان هر کار با حمد الهی همراه باشد. این آیه به هر سه جنبه [[توحید]] (ذات، صفات و افعال) اشاره دارد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۲۸–۲۹|ج=۱}}</ref> کلمه حمد در معنایش نزدیک به دو مفهوم [[مدح]] و [[شکر]] است و کلمات [[ذم]]، [[هجا]] و [[کفران نعمت|کفران]] در مقابل این سه واژه هستند. در حمد لازم نیست که در برابر [[نعمت]] باشد ولی شکر حتما در مقابل نعمت و نیکی است.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۹۴|ج=۱}}</ref> «ربّ» در زبان عربی به معنی مالک و پرورش دهنده است. بنابه روایتی از [[علی بن ابیطالب]] امام اول شیعیان، «عالَمین» در عبارت «رَبِّ الْعالَمِینَ» دربرگیرنده تمام مخلوقات و موجودات (اعم از جاندار و بیجان) است.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۲۸–۲۹|ج=۱}}</ref> تکرار صفات [[رحمن|رحمانیت]] و [[رحیم|رحیمیت]] پروردگار پس از اشاره در آیه اول و آمدن آنها بعد از عبارت «ربّ العالمین» در آیه سوم، بدین جهت است که رفتار با بندگان خدا باید توأم با رأفت و مهربانی باشد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۷|ج=۱}}</ref> طبرسی دلیل تقدم واژه «الرحمن» بر «الرحیم» در آیه سوم را این دانسته است که «[[رحمن]]» فقط به [[خداوند]] گفته شده و مانند [[اسم علم]] یا اسم شخص است. اما «[[رحیم]]» درباره غیر خدا نیز استفاده میشود. برخی از [[تابعین]] در تفاوت معنای «رحمن» و «رحیم» آوردهاند که «رحمن» یعنی مهربان نسبت به همه مردم اعم از [[مؤمن]] و [[کافر]]، اما «رحیم» یعنی مهربان نسبت به [[مؤمنان]] است به ویژه در [[آخرت]].<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۹۳|ج=۱}}</ref> | |||
آیه | === آیه چهارم: === | ||
این آیه با اشاره به [[معاد]] دومین اصل [[اسلام]] و مالکیت خداوند در [[روز جزا]]، به مبارزه با انکار [[مشرکان]] و منکران [[روز قیامت]] پرداخته و به سوالات آنان پاسخ داده است. در [[روایت]] آمده است که هر گاه [[علی بن الحسین]] امام چهارم [[شیعیان]]، به آیه «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» میرسید، آن قدر آن را تکرار میکرد که نزدیک بود [[روح]] از بدنش پرواز کند.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۳۸–۴۱|ج=۱}}</ref> در لغت «ملک» به معنای پادشاه و «مالک» به کسی گفته شده که توانایی و حق تصرف در اموالش را به هر صورتی که بخواهد دارد و کسی نمیتواند از او جلوگیری کند.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۹۸|ج=۱}}</ref> طبرسی در باره معنای «دین» به سه معنا اشاره دارد و چنین آورده است: «۱. جزا و پاداش، ۲. حساب، ۳. طاعت و پیروی که در اینجا به معنی پاداش و حساب است به قرینه [[آیات]] دیگر قرآن. به گفته طبرسی با وجود اینکه خداوند مالک همه عوالم است، به جهت عظمت و اهمیت روز قیامت است که در این آیه به مالکیت او در آن روز تأکید و اشاره شده است. علاوه بر آنکه این آیه بر اثبات معاد و لزوم ترس و امید از آن دلالت دارد. چراکه تصور آخرت، خوف و رجاء را در انسان پدید آورده و بیدار میسازد.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۰|ج=۱}}</ref> | |||
آیه | === آیه پنجم: === | ||
در این آیه موضوع سخن با تغییر لحن آن، از [[توحید]] ذات و صفات به حوزه [[توحید افعالی]] وارد میشود. مکارم در کتاب تفسیرش، پس از تعریف و توضیح در مورد توحید افعالی، نتیجه اعتقاد به آن را متکی شدن انسان به [[الله]] میداند که انسان موحد با این باور، الله را تنها موجود قادر و بزرگمرتبهای مییابد که قدرتش زوالناپذیر و دائمی است؛ بنابراین تنها در امورش از او کمک میخواهد و امیدی به غیر او نخواهد داشت.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۴۲–۴۵|ج=۱}}</ref> «[[عبادت]]» در لغت ذلت و خواری است و به [[بردهداری|برده]] و [[بنده]] «عبد» گفته میشود به خاطر ذلت و رام بودنش در برابر صاحب و مالک خویش.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۰|ج=۱}}</ref> در [[روایتی]] از [[رسول خدا]] آمده است که «ایاک نعبد» بیان [[خلوص]] در عبادت خداوند است و «ایاک نستعین» بالاترین و بهترین چیزی است از حاجات و درخواستهایی که بندگان از خداوند میخواهند.<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۹|ج=۱}}</ref> | |||
آیه هفتم: در این آیه خداوند با معرفی دو راه انحرافی، به انسانهای موحد فرمان میدهد که هدایت به راه [[پیامبر|پیامبران]] و نیکوکاران را از او بخواهند و از راه «ضالّین» و «مغضوب علیهم» دوری کنند. براساس استفاده این دو کلمه در قرآن؛ منظور از «ضالّین» گمراهان عادی و «مغضوبِ علیهم» گمراهان لجوج و [[منافق]] میباشد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۵۲–۵۶|ج=۱}}</ref> این آیه به بیان و توضیح «صراط مستقیم» پرداخته و آن را راه کسانی دانسته که خداوند بر آنان نعمت بخشیده است. برطبق متن [[آیه ۶۹ سوره نساء]] منظور از این افراد، چهار گروه [[پیامبران]]، [[صدیقان]]، [[شهیدان]] و [[صالحین]] هستند. کلمه «نعمت» در لغت به معنای زیادت و مبالغه است و در اینجا صراحتا «صراط مستقیم» به عنوان نعمت معرفی نشده اما پس از آنکه قرآن، آن را به راه کسانی که مورد نعمت قرار گرفتهاند؛ معرفی میکند، روشن میشود که خود آن (صراط مستقیم) نعمت الهی است. «غیر المغضوب علیهم» از نظر همه [[مفسران]] [[یهود]] است؛ بنابه دلالت [[آیه ۶۰ سوره مائده|آیه ۶۰ سوره مائده.]] منظور از «الضالین» نیز گمراهان [[نصاری]] و [[مسیحیان]] است؛ بنابر [[آیه ۷۷ سوره مائده]]. این مطلب در روایتی از [[جعفر صادق|جعفر بن محمد]] نیز به همین ترتیب بیان شده که وی گروه اول را یهود و گروه دوم را نصارا دانسته است. [[جمیل بن دراج|جمیل]] و [[فضیل بن یسار|فضیل]] از رجال و [[راویان]] [[حدیث]] شیعه، دو روایتی دیگر از او، به این مضمون آوردهاند که «جعفر بن محمد گفت: هرگاه مشغول به خواندن [[نماز جماعت]] بودی و [[امام جماعت]]، قرائت سوره حمد را تمام کرد. بگو: «الحمد للّه رب العالمین.»<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۸-۱۰۹|ج=۱}}</ref> | === آیه ششم: === | ||
در این آیه انسان مؤمن [[موحد]]، [[هدایت]] به «[[صراط مستقیم]]» را از خداوند درخواست میکند. بنابه نظر مکارم، «صراط مستقیم» همان آیین [[یکتاپرستی]] و [[دین]] [[حق]] است. براساس [[روایات]] اسلامی، مصادیق مختلفی برای «صراط مستقیم» عنوان شده که همه به یک اصل برمیگردد. بر طبق [[روایتی]] از [[پیامبر اسلام]]، منظور از آن، راه [[پیامبر|پیامبران]] و کسانی است که به آنها نعمت داده شده و همچنین راه و شناخت [[امام]] نیز از این مصادیق دانسته شده است.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۴۵–۵۱|ج=۱}}</ref> طبرسی در مورد معنای «اهدنا» سه وجه را بیان کرده است. نخست) پایداری بر دین حق؛ «یعنی: ما را بر دین حق ثابت قدم و پایدار کن.» دوم) پاداش و جزاء؛ «یعنی: به ما پاداش راه راست و دین حق را عنایت کن.» سوم) برای آینده؛ «یعنی: ما را در آینده عمرمان به راه راست هدایت فرما همانگونه که در گذشته هدایت کردی.» او در ادامه مینویسد: «گاهی ممکن است [[دعا]] برای چیزی باشد که حاصل است. همچنین خود خواستن و دعا عبادت و جدایی از خلق به سوی خالق است و نیز ممکن است که در این دعا و خواستن مصلحت و فایده دیگری نیز نهفته باشد.»<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۴|ج=۱}}</ref> طبرسی در نحوه [[قرائت قرآن|قرائت]] آیات سوره حمد از قول [[ابوالصلاح حلبی|حلبی]] آورده است که او نقل میکند: «[[جعفر بن محمد الصادق]] امام ششم شیعیان، آیه سوم را به صورت «ملک یوم الدین» و این آیه را به شکل «اهدنا صراط المستقیم» میخوانده و معتقد بوده است: منظور از «صراط المستقیم» [[علی بن ابیطالب]] است.»<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۹|ج=۱}}</ref> | |||
=== آیه هفتم: === | |||
در این آیه خداوند با معرفی دو راه انحرافی، به انسانهای موحد فرمان میدهد که هدایت به راه [[پیامبر|پیامبران]] و نیکوکاران را از او بخواهند و از راه «ضالّین» و «مغضوب علیهم» دوری کنند. براساس استفاده این دو کلمه در قرآن؛ منظور از «ضالّین» گمراهان عادی و «مغضوبِ علیهم» گمراهان لجوج و [[منافق]] میباشد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۷۴|ک=تفسیر نمونه|ص=۵۲–۵۶|ج=۱}}</ref> این آیه به بیان و توضیح «صراط مستقیم» پرداخته و آن را راه کسانی دانسته که خداوند بر آنان نعمت بخشیده است. برطبق متن [[آیه ۶۹ سوره نساء]] منظور از این افراد، چهار گروه [[پیامبران]]، [[صدیقان]]، [[شهیدان]] و [[صالحین]] هستند. کلمه «نعمت» در لغت به معنای زیادت و مبالغه است و در اینجا صراحتا «صراط مستقیم» به عنوان نعمت معرفی نشده اما پس از آنکه قرآن، آن را به راه کسانی که مورد نعمت قرار گرفتهاند؛ معرفی میکند، روشن میشود که خود آن (صراط مستقیم) نعمت الهی است. «غیر المغضوب علیهم» از نظر همه [[مفسران]] [[یهود]] است؛ بنابه دلالت [[آیه ۶۰ سوره مائده|آیه ۶۰ سوره مائده.]] منظور از «الضالین» نیز گمراهان [[نصاری]] و [[مسیحیان]] است؛ بنابر [[آیه ۷۷ سوره مائده]]. این مطلب در روایتی از [[جعفر صادق|جعفر بن محمد]] نیز به همین ترتیب بیان شده که وی گروه اول را یهود و گروه دوم را نصارا دانسته است. [[جمیل بن دراج|جمیل]] و [[فضیل بن یسار|فضیل]] از رجال و [[راویان]] [[حدیث]] شیعه، دو روایتی دیگر از او، به این مضمون آوردهاند که «جعفر بن محمد گفت: هرگاه مشغول به خواندن [[نماز جماعت]] بودی و [[امام جماعت]]، قرائت سوره حمد را تمام کرد. بگو: «الحمد للّه رب العالمین.»<ref>{{پک|طبرسی|۱۴۱۵|ک=مجمع البیان فی تفسیر القرآن|ص=۱۰۸-۱۰۹|ج=۱}}</ref> | |||
== دیدگاه تاریخی-انتقادی == | == دیدگاه تاریخی-انتقادی == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۳
| فاتحه آغازگر و گشایندهٔ قرآن | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| دستهبندی | مکی | ||||
| نامهای دیگر | حمد امالقرآن امالکتاب کنز سبع من المثانی | ||||
| اطلاعات آماری | |||||
| شمارهٔ نزول | ۵ | ||||
| جزء | ۱ | ||||
| حزب | ۱ | ||||
| شمار آیهها | ۷ | ||||
| شمار واژهها | ۲۹ | ||||
| شمار حرفها | ۱۴۳ | ||||
| متن سوره | |||||
|
|
|
||||
سوره فاتحه (به معنای گشاینده) یا حمد نخستین سوره در ترتیب فعلی سورههای قرآن است. این سوره که به امالکتاب نیز ملقب است، هفت آیه و در جزء یک قرار دارد. چون در این سوره، خدا، حمد و ثنا شده، این سوره حمد خوانده شده است. به گفته منابع اسلامی، سوره فاتحه از سورههای مکی است. سورهٔ فاتحه در نمازهای واجب و مستحب مسلمانان خوانده میشود و محتوای اصلی آن، توحید و سپاس خداوند است. قرآنشناسان چند نظریه مختلف دربارهٔ این سوره ابراز کردهاند؛ از جمله اینکه در واقع بخشی از خودِ قرآن و یکی از سورههای آن نبوده و در واقع به عنوان دعا قبل از قرائت قرآن خوانده میشده یا اینکه نقش مقدمه کتاب را دارد. آنها همچنین این سوره را با برخی از بخشهای کتاب مقدس مرتبط دانستهاند.[۱]
نامها
نام مشهور سوره، «حمد» به معنای ثنا و ستایش است. علاوه بر این اسم، نامهای بسیاری برای آن در منابع اسلامی گزارش شده است. براساس آنچه که در فرهنگنامه علوم قرآن آمده؛ تعداد ۲۸ اسم برایش عنوان کردهاند. این نامها عبارتند از: اساس، استعانت، استقامت، امالکتاب و امالقرآن، انعام، تفویض، تعلیم مسأله، ثناء، حمد اولی، حمد قصری، دعا، راقیه، سبعالمثانی، سؤال، شافی و شفاء، شکر، صلات، فاتحةالکتاب یا فاتحةالقرآن، قرآن عظیم، کافیه، کنز، لازمه، مناجات، نور، وافیه و هدایت. این فرهنگنامه از میان این اسامی، «فاتحه» را از ماده «فتح» به معنای گشایش و گشودن و «فاتحه» را به معنی گشاینده و آغازگر دانسته و برای علت نامگذاری سوره به «فاتحةالکتاب» وجوهی را بیان کرده است. از این وجوه میتوان به آغاز شدن قرآن و آموزش آن و شروع نماز با «سوره حمد» اشاره کرد. وجه دیگر تسمیه سوره به این نام، به این دلیل است که کلمه «حمد» آغازگر هر کلام و کتابی است. همچنین این سوره از این جهت که اولین سوره نازل شده یا نخستین سوره ثبت شده در لوح محفوظ است؛ به «فاتحةالکتاب» شهره گردیده است.[۲]
تفسیر
آیه اول:
مکارم شیرازی از مفسران شیعه معتقد است که آغاز شدن تمام سورههای قرآن به غیر از سوره توبه با آیه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» اشاره به این نکته است که اگر سرآغاز هر کاری و هر چیزی با نام خداوند باشد؛ آن کار باقی و پاینده میماند. چنانکه بر اساس روایتی از پیامبر اسلام هر کار مهمی که بدون نام خدا شروع شود؛ بیفرجام خواهد بود.[۳] برطبق اعتقاد همه پیروان امامیه «بسم الله الرحمن الرحیم» یک آیه از سوره حمد و سورههای دیگر قرآن است و کسی که آن را در نمازش نخواند، نماز وی باطل است؛ چه در نماز واجب و چه در نماز مستحب باشد. همچنین بلند خواندن این آیه در نمازهایی که باید بلند خواند واجب و در نمازهایی که باید آهسته خواند، مستحب است. همه این احکام نیز از نظر دانشمندان اهل سنت محل اختلاف است ولى جزء بودنش در سوره نمل مورد قبول همه گروههای مختلف از مذاهب اسلامی است. بنابراین کسی که این عبارت را آیه مستقل میداند، «صراط الذین...» را تا آخر سوره یک آیه محسوب میکند؛ اما کسی که آن را آیه مستقل نمیشمرد و آن را تنها برای تیمن و تبرک به زبان میآورد، «صراط الذین انعمت علیهم» را یک آیه و بعدش را آیه دیگر به حساب میآورد. به گفته طبرسی مفسر شیعی، از میان قراء معروف؛ حمزه، یعقوب و یزیدی بین سورهها با بسم الله فاصله قرار نمیدهند ولی سایر قراء در فاصله میان هر سوره با سوره دیگر (غیر از دو سوره انفال و توبه) بسم الله را میگویند.[۴] طبرسی در تفسیر مجمع البیان در تفسیر این آیه سه معنا را آورده است: استعانت و کمک خواستن از اسم خدا، استعانت از ذات او و شروع به نام بردن از وی. سپس مؤلف نظر سوم را درستتر و صحیحتر میداند. چراکه مسلمانان مأمور به شروع کارها با نام خداوند هستند؛ چنانکه در هنگام خوردن، آشامیدن و ذبح حیوان امر شدهاند که نام خدا را ببرند.[۵]
آیه دوم و سوم:
اولین وظیفه بندگان نسبت به خدا حمد و سپاس اوست و بر طبق آیات قرآن باید ابتدا و پایان هر کار با حمد الهی همراه باشد. این آیه به هر سه جنبه توحید (ذات، صفات و افعال) اشاره دارد.[۶] کلمه حمد در معنایش نزدیک به دو مفهوم مدح و شکر است و کلمات ذم، هجا و کفران در مقابل این سه واژه هستند. در حمد لازم نیست که در برابر نعمت باشد ولی شکر حتما در مقابل نعمت و نیکی است.[۷] «ربّ» در زبان عربی به معنی مالک و پرورش دهنده است. بنابه روایتی از علی بن ابیطالب امام اول شیعیان، «عالَمین» در عبارت «رَبِّ الْعالَمِینَ» دربرگیرنده تمام مخلوقات و موجودات (اعم از جاندار و بیجان) است.[۸] تکرار صفات رحمانیت و رحیمیت پروردگار پس از اشاره در آیه اول و آمدن آنها بعد از عبارت «ربّ العالمین» در آیه سوم، بدین جهت است که رفتار با بندگان خدا باید توأم با رأفت و مهربانی باشد.[۹] طبرسی دلیل تقدم واژه «الرحمن» بر «الرحیم» در آیه سوم را این دانسته است که «رحمن» فقط به خداوند گفته شده و مانند اسم علم یا اسم شخص است. اما «رحیم» درباره غیر خدا نیز استفاده میشود. برخی از تابعین در تفاوت معنای «رحمن» و «رحیم» آوردهاند که «رحمن» یعنی مهربان نسبت به همه مردم اعم از مؤمن و کافر، اما «رحیم» یعنی مهربان نسبت به مؤمنان است به ویژه در آخرت.[۱۰]
آیه چهارم:
این آیه با اشاره به معاد دومین اصل اسلام و مالکیت خداوند در روز جزا، به مبارزه با انکار مشرکان و منکران روز قیامت پرداخته و به سوالات آنان پاسخ داده است. در روایت آمده است که هر گاه علی بن الحسین امام چهارم شیعیان، به آیه «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» میرسید، آن قدر آن را تکرار میکرد که نزدیک بود روح از بدنش پرواز کند.[۱۱] در لغت «ملک» به معنای پادشاه و «مالک» به کسی گفته شده که توانایی و حق تصرف در اموالش را به هر صورتی که بخواهد دارد و کسی نمیتواند از او جلوگیری کند.[۱۲] طبرسی در باره معنای «دین» به سه معنا اشاره دارد و چنین آورده است: «۱. جزا و پاداش، ۲. حساب، ۳. طاعت و پیروی که در اینجا به معنی پاداش و حساب است به قرینه آیات دیگر قرآن. به گفته طبرسی با وجود اینکه خداوند مالک همه عوالم است، به جهت عظمت و اهمیت روز قیامت است که در این آیه به مالکیت او در آن روز تأکید و اشاره شده است. علاوه بر آنکه این آیه بر اثبات معاد و لزوم ترس و امید از آن دلالت دارد. چراکه تصور آخرت، خوف و رجاء را در انسان پدید آورده و بیدار میسازد.[۱۳]
آیه پنجم:
در این آیه موضوع سخن با تغییر لحن آن، از توحید ذات و صفات به حوزه توحید افعالی وارد میشود. مکارم در کتاب تفسیرش، پس از تعریف و توضیح در مورد توحید افعالی، نتیجه اعتقاد به آن را متکی شدن انسان به الله میداند که انسان موحد با این باور، الله را تنها موجود قادر و بزرگمرتبهای مییابد که قدرتش زوالناپذیر و دائمی است؛ بنابراین تنها در امورش از او کمک میخواهد و امیدی به غیر او نخواهد داشت.[۱۴] «عبادت» در لغت ذلت و خواری است و به برده و بنده «عبد» گفته میشود به خاطر ذلت و رام بودنش در برابر صاحب و مالک خویش.[۱۵] در روایتی از رسول خدا آمده است که «ایاک نعبد» بیان خلوص در عبادت خداوند است و «ایاک نستعین» بالاترین و بهترین چیزی است از حاجات و درخواستهایی که بندگان از خداوند میخواهند.[۱۶]
آیه ششم:
در این آیه انسان مؤمن موحد، هدایت به «صراط مستقیم» را از خداوند درخواست میکند. بنابه نظر مکارم، «صراط مستقیم» همان آیین یکتاپرستی و دین حق است. براساس روایات اسلامی، مصادیق مختلفی برای «صراط مستقیم» عنوان شده که همه به یک اصل برمیگردد. بر طبق روایتی از پیامبر اسلام، منظور از آن، راه پیامبران و کسانی است که به آنها نعمت داده شده و همچنین راه و شناخت امام نیز از این مصادیق دانسته شده است.[۱۷] طبرسی در مورد معنای «اهدنا» سه وجه را بیان کرده است. نخست) پایداری بر دین حق؛ «یعنی: ما را بر دین حق ثابت قدم و پایدار کن.» دوم) پاداش و جزاء؛ «یعنی: به ما پاداش راه راست و دین حق را عنایت کن.» سوم) برای آینده؛ «یعنی: ما را در آینده عمرمان به راه راست هدایت فرما همانگونه که در گذشته هدایت کردی.» او در ادامه مینویسد: «گاهی ممکن است دعا برای چیزی باشد که حاصل است. همچنین خود خواستن و دعا عبادت و جدایی از خلق به سوی خالق است و نیز ممکن است که در این دعا و خواستن مصلحت و فایده دیگری نیز نهفته باشد.»[۱۸] طبرسی در نحوه قرائت آیات سوره حمد از قول حلبی آورده است که او نقل میکند: «جعفر بن محمد الصادق امام ششم شیعیان، آیه سوم را به صورت «ملک یوم الدین» و این آیه را به شکل «اهدنا صراط المستقیم» میخوانده و معتقد بوده است: منظور از «صراط المستقیم» علی بن ابیطالب است.»[۱۹]
آیه هفتم:
در این آیه خداوند با معرفی دو راه انحرافی، به انسانهای موحد فرمان میدهد که هدایت به راه پیامبران و نیکوکاران را از او بخواهند و از راه «ضالّین» و «مغضوب علیهم» دوری کنند. براساس استفاده این دو کلمه در قرآن؛ منظور از «ضالّین» گمراهان عادی و «مغضوبِ علیهم» گمراهان لجوج و منافق میباشد.[۲۰] این آیه به بیان و توضیح «صراط مستقیم» پرداخته و آن را راه کسانی دانسته که خداوند بر آنان نعمت بخشیده است. برطبق متن آیه ۶۹ سوره نساء منظور از این افراد، چهار گروه پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحین هستند. کلمه «نعمت» در لغت به معنای زیادت و مبالغه است و در اینجا صراحتا «صراط مستقیم» به عنوان نعمت معرفی نشده اما پس از آنکه قرآن، آن را به راه کسانی که مورد نعمت قرار گرفتهاند؛ معرفی میکند، روشن میشود که خود آن (صراط مستقیم) نعمت الهی است. «غیر المغضوب علیهم» از نظر همه مفسران یهود است؛ بنابه دلالت آیه ۶۰ سوره مائده. منظور از «الضالین» نیز گمراهان نصاری و مسیحیان است؛ بنابر آیه ۷۷ سوره مائده. این مطلب در روایتی از جعفر بن محمد نیز به همین ترتیب بیان شده که وی گروه اول را یهود و گروه دوم را نصارا دانسته است. جمیل و فضیل از رجال و راویان حدیث شیعه، دو روایتی دیگر از او، به این مضمون آوردهاند که «جعفر بن محمد گفت: هرگاه مشغول به خواندن نماز جماعت بودی و امام جماعت، قرائت سوره حمد را تمام کرد. بگو: «الحمد للّه رب العالمین.»[۲۱]
دیدگاه تاریخی-انتقادی
بهطور کلی در قرآنِ فعلی سورهها تقریباً بر اساس اندازهشان مرتب شدهاند و ابتدا سورههای بلندتر و سپس سورههای کوتاهتر قرار دارند اما سوره فاتحه (به معنای گشاینده)، با وجود کوتاه بودن، نخستین سوره در ترتیب فعلی است؛ لذا محققانی مثل جبرئیل سعید رینولدز عقیده دارند که سوره فعلی حمد در واقع یکی از سورههای قرآن نبوده است؛ بلکه کارکردش آن بوده که قبل از قرائت قرآن، به عنوان دعا خوانده شود.[۲۲]
سوره فاتحه با برخی از بخشهای عهدین مقایسه و مرتبط دانسته شده است. کوپرز میگوید سوره فاتحه که نقش مقدمه قرآن را دارد، مانند مزمور اول در مزامیر است؛ کوپرز به خصوص آیه هفتم سوره فاتحه را به ۱:۶ در مزامیر شبیه مییابد. ۱:۶ در مزامیر چنین است:[۲۳]
زیرا خداوند نگهبان راه درستکاران است اما راه گناهکاران نابود خواهد شد.
همچنین به گفته تئودور نلدکه، آیه ششم سوره فاتحه، با ۲۷:۱۱ در مزامیر مرتبط است:[۲۴]
خداوندا راه خود را به من نشان بده و به خاطر دشمنانم، مرا به راه راست هدایت کن.
علاوه بر موارد فوق، سوره فاتحه با دعایی در انجیلهای لوقا (۱۱:۲–۴) و متی (۶:۹–۱۳) نیز مقایسه شده است. این دعا از این دو انجیل به نام «پدر ما» شهرت دارد:[۲۵]
... ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مبارک باد. ملکوت تو بیاید. اراده تو چنانکه در آسمان برقرار است، در زمین برپا شود. نان روزانه ما را امروز به ما عطا کن. قرضهای (گناهان) ما را ببخش، آنطور که ما قرضداران خود را میبخشیم. ما را آزمایش ننما، بلکه از شریر نجاتمان بده.
دیدگاه مسلمانان
جایگاه سوره از دیدگاه فقها و مفسرین قرآن
از دیدگاه فقها و مفسرین قرآن حمد والاترین و شریفترین سوره قرآن دانسته شده است.[۲۶]
پانویس
ارجاعات
- ↑ Reynolds, The Qur'ān and the Bible, 30.
- ↑ دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگنامه علوم قرآن، ۱: ۷۸۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۱۳–۱۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۸۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۹۲-۹۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۲۸–۲۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۹۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۲۸–۲۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۳۷.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۹۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۳۸–۴۱.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۹۸.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۱۰۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۴۲–۴۵.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۱۰۰.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۱۰۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۴۵–۵۱.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۱۰۴.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۱۰۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱: ۵۲–۵۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ۱: ۱۰۸-۱۰۹.
- ↑ Reynolds, The Qur'ān and the Bible, 30.
- ↑ Reynolds, The Qur'ān and the Bible, 30.
- ↑ Reynolds, The Qur'ān and the Bible, 30.
- ↑ Reynolds, The Qur'ān and the Bible, 29.
- ↑ طبرسی، مجمعالبیان فی تفسیرالقرآن، ج۱، ص۸۸
منابع
- دفتر تبلیغات اسلامی (۱۳۹۰). «اسامی سوره حمد». فرهنگنامه علوم قرآن. تهران: دفتر تبلیغات اسلامی.
- طبرسی، فضل بن حسن (۱۴۱۵). مجمع البیان فی تفسیر القرآن (به عربی). تهران: دارالمعرفة.
- مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب اسلامیه.